روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٤٥ - باب سوم در رحلت حضرت سيّد المرسلين عليه أفضل صلوات المصلّين
چيز عوض تواند بود؟ بعد از آن چشم بر هم نهاد فاطمه گفت وا كرب اباه وا كربتاه! حضرت فرمود كه بعد از امروز هيچ كرب و اندوه بر پدر تو نخواهد بود يعنى كرب و اندوه اين دنيا به واسطه علايق و عوائق جسمانى مىباشد و به جهت تعلّقات و تفرقههائى كه لازمۀ طبيعت بشرى است، دست ميدهد اكنون چون قطع علائق خواهد بود و انتقال به عالم وصال ملك متعال روى خواهد نمود حسرت و ملال و اندوه و كلال چرا باشد؟ .
مرگست كه دوست را رساند بر دوست
آن كيست كه او به مرگ شادان نبود
آوردهاند كه: درين محل امّهات مؤمنان حاضر شدند ايشان را به تقوى و طاعت وصيت فرمود آنگاه با فاطمه گفت كه پسرانت را پيش آر فاطمه كس به طلب حسن و حسين فرستاد تا به تعجيل بيايند و ايشان گفتند وا ويلاه! هرگز ما را بدين شتاب نطلبيدهاند تا سبب اين طلب چيست شاهزادگان به سرعت تمام روان شدند چنانچه عمامهها از سر ايشان بيفتاد و هر كه از زن و مرد ايشان را بدان صفت ميديد خروش و فغان برمىكشيد و چون ايشان به نزديك آن سرور آمدند و سلام كردند و در برابر جدّ بزرگوار به نشستند و چون حضرت خواجه را بدان حال ديدند گريه آغاز نهادند و چنان زار به گريستند كه اهل زمين و آسمان و جنيان و فرشتگان در مصيبت سيّد آخر الزمان ميزارند و در وداع آن محبوب جان اشك از ديدهها ميبارند آيا كدام دلست كه تحمّل اين فراق تواند داشت؟ و كدام گوش را قوّت استماع نام اين وداع تواند بود؟ .
دوستان روز وداع است فغان درگيريد
دل به يكبارگى از جان جهان برگيريد
شمع خورشيد به آه سحرى بنشانيد
وز تف سوز جگر بار ديگر درگيريد
آوردهاند كه: امام حسن (ع) روى خود را بر روى مبارك آن حضرت و امام حسين (ع) سر بر سينه با سكينۀ آن سرور نهادند و آن حضرت (صلى اللّه عليه و آله) ديده مبارك گشوده در ايشان نگاه ميفرمود و از راه لطف و شفقت بديشان مينگريست و ايشان را ميبوسيد و مىبوئيد و در باب تعظيم و احترام و مودّت و اكرام ايشان وصيّت ميفرمود.