پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤ - شرح مفردات
مىشود كه گويى ستون فقرات را درهم مىشكند.
در مجمع البحرين آمده است كه به عقيده بعضى، فقير به كسى گفته مىشود كه حالش از مسكين بهتر باشد، لذا به مردى از اعراب بيابان گفتند: «افقير انت؟
قال لا واللَّه بل مسكين»: «آيا تو فقيرى؟ گفت نه واللَّه، من مسكين هستم». [١]
به هر حال براى فقر چهار مورد استعمال ذكر كردهاند:
١. نيازهاى ضرورى كه همه انسانها را شامل مىشود، بلكه تمام موجودات جهان را، و آيه «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمْ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ» را اشاره به آن مىدانند.
٢. نياز به حداقل وسائل زندگى، و آيه «إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ» را اشاره به آن مىدانند.
٣. فقر نفسانى به معناى طمع كه در حديث معروف بمنزله كفر شمرده شده است: «كادَ الْفَقْرُ انْ يَكُونَ كُفْراً» و در مقابل آن غناى نفس است.
٤. نياز به خداوند كه در حديث معروف آمده است: «اللَّهُمَّ اغْنِنِى بِالإفْتِقارِ الَيْكَ وَ لا تُفْقِرنى بِالأسْتِغْناءِ عَنْكَ؛ خداوندا! مرا به احساس نياز به خودت بىنياز كن، و با احساس بىنيازى از تو نيازمند مگردان». [٢]
در كتاب العين آمده است كه فُقْره (بر وزن نُقْره) به معناى حفرهاى است كه انسان براى كاشتن نهال در زمين ايجاد مىكند، و ممكن است ريشه اصلى فقير نيز همين معنا باشد كه در زندگى او جاى خالى باز شده، حتى ممكن است استعمال اين واژه در ستون فقرات نيز به خاطر گودالهايى باشد كه در ميان آنها
[١]. بعضى نيز عكس آن را گفتهاند.
[٢]. مفردات راغب مادّه فقر.