پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٥ - ٣ مشروعيّت حكومتها تنها از سوى خدا است
در اسلام و بينش توحيدى حكومت از طرف بالا تعيين مىشود، نه از سوى پايين، از سوى خداوند است و نه از سوى مردم، ولى جنبه مردمى آن نيز به فرمان او تأمين شده است.
توضيح اينكه: يكى از تفاوتهاى روشن ميان بينش توحيدى و شركآلود در امر حكومت اين است كه انسان موحّد حكومت را در تمام ابعادش (بعد قانونى، اجرايى و قضايى) از خدا مىداند كه به پيامبران الهى و اوصياى آنها و سپس صالحان و آگاهان امتها رسيده است.
اين حاكمان بايد خود را در برابر خدا مسئول ببينند، و قبل از هر چيز رضاى او را در نظر بگيرند، و براى بندگان او خدمتگزارانى دلسوز و امين باشند.
چنين حكومتى مىتواند با الهام گرفتن از پيام خالق، خلق را رهبرى كند، نه اينكه دنبالهرو خواستههاى انحرافى و گناهآلود اين و آن گردد.
در اينجا ممكن است گفته شود كه بنابراين حكومت اسلامى جنبه مردمى ندارد، بلكه حداكثر يك نوع ديكتاتورى صالحان است.
ولى اين اشتباه بزرگى است، زيرا اصل شورا كه در آيينهاى توحيدى به عنوان يك مسأله زير بنايى حكومت شناخته شده و در متن قرآن روى آن تأكيد به عمل آمده و عمل پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه مقام عقل كل را داشت گواه آن است، نشان مىدهد خداوندى كه مالك الملك و احكم الحاكمين است دستور داده با مردم در امر حكومت مشورت شود و آنها در اين امر سهيم و شريك باشند.
و از اين نظر حكومت توحيدى و اسلامى حكومت مردمى- مكتبى خواهد بود، يعنى به آراى مردم- به فرمان خدا- اهمّيّت داده مىشود، البتّه در چهارچوبه