پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٣ - ١ حاكميّت خداوند در منطق عقل
خاصّى در وضع قوانين نداشته باشد.
و اينكه مىبينيم نابسامانى در قوانين بشرى فوقالعاده زياد است به خاطر اين است كه:
اولًا: كسى كه انسان را با تمام ريزه كارىهاى جسم و جانش بشناسد، و از تمام قوانين و روابط حاكم بر جهان نيز مطلع باشد در ميان انسانها يافت نمىشود، و هنوز كتابهايى تحت عنوان انسان موجود ناشناخته و مشابه آن از سوى دانشمندان نوشته مىشود، جايى كه آگاهى انسان درباره خودش تا اين حدّ ضعيف است درباره جهان پهناور چگونه خواهد بود؟
و ثانياً: انسان موجود نيازمندى است، لذا هر گروهى در يكى از جوامع بشرى به امر قانونگذارى مىپردازند منافع گروه و حزب خود را در نظر مىگيرد.
ثالثاً: از همه اينها گذشته هيچ انسانى خالى از خطا و اشتباه نيست، و به همين دليل قوانين موضوعه بشرى دائماً دستخوش تغيير است زيرا با گذشت زمان اشتباهات و عيوب و نقائص آن ظاهر مىشود از يك سو آن را اصلاح مىكنند، ولى عيوب ديگرى از طرف ديگر ظاهر مىشود، به همين دليل مجالس قانونگذارى بشرى به صورت آزمايشگاهى درآمده كه دائماً قوانين مورد نياز را به آزمون مىگذارند آزمونى پايانناپذير و بىسرانجام!
بنابراين قطع نظر از مسأله مالكيّت و خالقيّت خداوند، اصولًا هيچكس جز آفريننده انسان كه آگاه از تمام نيازهاى جسم و جان او، و بىنياز از همه چيز و همهكس، و خالى از هرگونه خطا و اشتباهات است، صلاحيّت قانونگذارى ندارد.