پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٠ - ٢ توضيح برهان تمانع
اضافه بر اين اكثريّت هميشه افراد ثابتى نيستند، بلكه متبادل مىشوند، گاه اكثريّت از هفت نفر، چهار نفراند، و گاه يكى از اينها به اضافه سه نفر ديگر، و چون اكثريت عوض مىشود ممكن نيست افعال آنها يكسان گردد.
به اين سه دليل هميشه در نظامهاى شورايى ناموزونىهايى وجود دارد، ولى چون به نظم نسبى قانع هستند مىگويند منظّم است!
در حالى كه ما در عالم هستى نظم نسبى نمىبينيم، بلكه يك نظام و انسجام قطعى و كامل در آن مشاهده مىكنيم.
به تعبير ديگر: اگر براى جهان دو مبدأ فرض كنيم يا از جميع جهات يكساناند (در اين صورت يكى مىشوند) يا از تمام جهات مختلف و متبايناند (در اين صورت خلقت و تدبير آنها در دو نقطه مقابل قرار خواهد گرفت) و اگر در پارهاى از جهات شبيه، و در پارهاى از جهات متفاوت باشند همان تفاوت و امتياز در فعل آنها اثر مىگذارد چرا كه فعل بازتاب وجود فاعل و سايه هستى او است.
سؤال دوم
در اينجا سؤال ديگرى با توجّه به جمله «وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ» كه در آيات فوق آمده، مطرح مىشود، و آن اينكه: چگونه ممكن است بين خدايانى كه آنها را حكيم فرض مىكنيم كشمكشى روى دهد، و بعضى بخواهند بر بعضى ديگر تفوق جويند؟ چرا جمعى از مفسّران آنها را همچون دو سلطان خودخواه در يك زمان فرض كردهاند كه همواره در ميان آنها كشمكش به خاطر تضاد