پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢ - بازپرسى عجيب!
معلول علّت ديگرى باشد، و آن علّت نيز به نوبه خود معلول علّت ديگر، و اين سلسله تا بىنهايت ادامه پيدا مىكند.
ولى اين احتمال معمولًا براى فلاسفه پيدا مىشود و براى توده مردم كمتر مطرح است، و شايد به همين دليل در آيه فوق ذكر نشده، امّا به هر حال بطلان اين احتمال نيز روشن است، چرا كه تسلسل علّت و معلولها هم منطقاً محال است و هم وجداناً، و شرح آن به خواست خدا در توضيحات خواهد آمد.
در اينجا بسيارى از مفسّران تفسيرهاى ديگرى براى آيه ذكر كردهاند كه عمدتاً به مسأله هدف آفرينش باز مىگردد، هرچند با عبارات مختلف و به صورت تفسيرهاى متعدّد است، آنها مىگويند: منظور اين است كه انسانها بدون هدف و بدون تكليف و امر و نهى و جزاء و ثواب و عقاب، آفريده نشدهاند، و آن را همانند آيه ١١٥ سوره مؤمنون مىدانند: «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثاً»: «آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريدهايم». [١]
ولى توجّه به ذيل آيه، اين احتمال را به كلّى نفى مىكند، زيرا مىگويد: «يا آنها خالقاند؟» اين تعبير نشان مىدهد كه جمله اوّل نيز ناظر به سبب خلقت و علّت پيدايش انسان است، نه هدف خلقت او، و به تعبير ديگر آيه به علّت فاعلى نظر دارد نه به علّت غايى.
در آيه دوم به سراغ آفرينش آسمانها مىرود، و همين استدلال علّت و
[١]. تفسير مجمع البيان، تفسير فخر رازى، تفسير قرطبى، و تفسير الميزان و تفسير روح المعانى و تفسير روح البيان، اين معنا را به عنوان معناى اصلى آيه و يا به عنوان يك احتمال ذكر كردهاند.