پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٣ - بازپرسى عجيب!
معلول را در مورد آفرينش آسمانها و زمين، تكرار مىكند، مىفرمايد: «آيا آنها آسمانها و زمين را آفريدهاند؟» «خَلَقُوا السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضَ».
يعنى بدون شك آسمانها و زمين نيز حادثاند، چرا كه دائماً در معرض حوادث و دستخوش انواع تغييراتند، و چيزى كه دستخوش تغيير است نمىتواند حادث نباشد، در اين صورت سخن از خالق آسمانها و زمين به ميان مىآيد، آيا خالق آنها خودشانند، و يا اصلًا خالقى ندارند و خود به خود به وجود آمدند يا خالق آنها، انسانها هستند؟
از آنجا كه پاسخ همه اين سؤالات منفى است، معلوم مىشود آنها خالقى دارند كه او مخلوق نيست، بلكه ازلى و ابدى است.
و جالب اينكه در اينجا از تمام اين احتمالات فقط احتمال خالقيّت انسان مورد استفهام انكارى قرار گرفته، چرا كه احتمالات ديگر در آيات قبل آمده، و فصاحت و بلاغت ايجاب مىكند كه از اينگونه تكرار، پرهيز شود.
به اين ترتيب دو آيه فوق برهان علّت و معلول را، هم در آفاق، و هم در انفس، پياده كرده است، بنابراين آيه دوم نيز گواه بر اين است كه سخن از علّت فاعلى است نه از هدف و علّت غايى.
در پايان اين آيه به اين حقيقت اشاره مىكند كه مطالب در اين زمينه روشن است عيب كار اين است كه آنها آماده پذيرش ايمان و يقين نيستند؛ «بَل لَا يُوقِنُونَ».
آرى حق واضح است، آنها لجوجاند و با حق دشمنى دارند.
در واقع اين جمله همانند مطلبى است كه در آيه ٤ سوره جاثيه آمده است: