پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٠ - ٢ تاريخ اديان و خرافه واسطهها
باران را به مقام الوهيّت رسانيده، مىپرستيدند، و هريك از آثار مزبور را از وجودى نامريى دانسته، و آنها را منشأ خير و شر مىپنداشتند، و از اين جهت، آنها را پرستش مىكردند تا بر سر لطفشان آورند، يا رفع آزارشان را بنمايند.
او سپس از خداى زئوس پسر كرونوس، خداى معتبر يونان ياد مىكند كه او را به شكل آدمى تصور مىكردند، پرهيمنه و با جبروت، و پيشانى فراخ و موى فراوان، و ريش انبوه حلقه حلقه!
زئوس در يونان رب الارباب و خداوند بشر بود، و اطراف او را عده زيادى از خدايان و ارباب انواع گرفته بودند، زن زئوس هِرا در آسمان زندگى مىكرد، و هرمس و آرتميس و آپولون را سه فرزند زئوس مىدانستند و اين سه را به ترتيب، مظهر باران، و ربّ النوع ماه، و خورشيد مىپنداشتند!
آنها خدايان بسيار ديگرى مانند خدايان دريا، خدايان زمين، خدايان زير زمين، خدايان كار قائل بودند. [١]
٣. خدايان مصر: اكثر مصرهاى باستان داراى آئين چند خدائى (پلُى تايسم) بودند كه يكى از خدايان از بقيّه برتر، و به نام خداى خدايان مىشناختن در مصر قديم در هر ناحيهاى مردم الهه و معبد ويژهاى داشتند، و جمعاً از ٢٠٠٠ معبود! تجاوز مىكرد، ولى در اين ميان نام ٩ الهه بيشتر برده مىشد يكى الهه خورشيد، و ديگرى هوا، و ديگرى فضا و خلاء، ديگرى خداى زمين و به همين ترتيب خدايايى براى صحراى و زمينهاى حاصل خيز و زمينهاى لم يزرع
[١]. تارخ البرماله، تاريخ رم، جلد ١، صفحه ٢٩ و ٣٠، تاريخ ملل شرق، جلد ٢، صفحه ١٧١ تا ١٧٩ (با تلخيص).