پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥ - ٢ روح عبادت و پرهيز از افراط و تفريطها
كنند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِىِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ»: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! صداى خود را از صداى پيامبر بالاتر نبريد، و در برابر او بلند سخن مگوييد (و او را بلند صدا نزنيد) آن گونه كه بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مى كنند». [١]
ولى آخرين مرحله خضوع و تواضع و تذلّل كه نامش عبادت و عبوديّت است مخصوص خدا است كه مصداق روشن آن همان سَجْدَه مىباشد.
بنابراين خضوع مطلق و نهايت تذلّل- هرچند آميخته به اعتقاد ربوبيّت و مملوكيّت نباشد- عبادت و مخصوص خدا است و به همين دليل سجده براى غير او جائز نيست.
نويسنده المنار در تفسير سوره حمد در معناى عبادت سخنى دارد كه خلاصهاش چنين است.
«عبادت تنها به معناى نهايت خضوع نيست، بلكه بايد توأم با اعتقاد به عظمت معبود و اعتقاد به سلطه و احاطه او باشد، سلطه و احاطهاى كه كنه و ماهيتش قابل ادراك نيست، و لذا ممكن است عاشقى در برابر معشوقش نهايت خضوع را كند تا آن حد كه اراده و خواست او در اراده معشوق و محبوبش فانى گردد، با اين حال آن را عبادت نمىگويند، و همچنين خضوع بىنهايت بسيارى از مردم در برابر رؤسا و امراء و پادشاهان!. [٢]
مفسّر بزرگ مرحوم علّامه طباطبايى در الميزان نيز سخنى نزديك به اين در
[١]. سوره حجرات، آيه ٢.
[٢]. تفسير المنار، جلد ١، صفحه ٥٦ و ٥٧.