پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣ - رابطه افول و حدوث
طريق هدايت نبودند، هرچند فطرت الهى توحيد را داشتند ولى هرگز به اين فطرت راه نمىيافتند، مگر اينكه خداوند پيامبران را بفرستد و آنها را هدايت كند»، سپس افزود: «أَما تَسْمَعُ يَقُوْلُ ابْراهِيمُ لَئِنْ لَمْ يَهْدنى رَبِّى لأَ كُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّالِّينَ، اىْ ناسِياً لِلْميثاقِ»: «آيا نمىشنوى كه ابراهيم عليه السلام مىگويد اگر خداوند مرا هدايت نكند از قوم گمراه خواهم بود يعنى پيمان فطرت را فراموش خواهم كرد». [١]
ولى قرائن موجود در آيات و روايتى كه از امام على بن موسى الرضا عليه السلام در اين زمينه وارد شده با تفسير اوّل سازگارتر است.
رابطه افول و حدوث
ابراهيم عليه السلام از افول و غروب كواكب و خورشيد و ماه استدلال بر نفى الوهيّت آنها كرد، و گفت: چنين موجوداتى ممكن نيست خداى جهان باشند، سخن در اين است كه اين رابطه را چگونه مىتوان توضيح داد؟
در اينجا بيانات مختلفى وجود دارد:
١. افول نشانه تغيير است، بلكه نوعى تغيير محسوب مىشود، و تغيير دليل بر ناقص بودن يك موجود است، زيرا يك موجود كامل از تمام جهات، نه حركت در آن تصوّر مىشود، نه تغيير، زيرا نه چيزى را از دست مىدهد، و نه چيزى را به دست مىآورد، چرا كه او كمال مطلق است، بنابراين موجودات متغير و داراى حركت حتماً ناقصاند، يا كمالى را از دست مىدهند، و يا در جستجوى پيدا
[١]. نورالثقلين، جلد ١، صفحه ٧٣٦، حديث ١٤٨.