پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠ - منطق نيرومند ابراهيم عليه السلام در برابر بتپرستان
من از افوال و غروب همه اينها فهميدم كه مخلوقاتى بيش نيستند، مخلوقاتى اسير چنگال قوانين آفرينش و دگرگونىها و افول و غروب، من از اينها فهميدم كه در پشت اين صحنه، قدرت ثابتى پنهان است كه هرگز افول و غروب و دگرگونى در ذات پاكش راه ندارد.
سپس افزود: «من روى خود رابه سوى كسى متوجّه كردم كه آسمانها و زمين را آفريده؛ در حالى كه ايمان من خالص است؛ و از مشركان نيستم»: «إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِي لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفاً وَمَا أَنَا مِنْ الْمُشْرِكِينَ».
آيا اين سه ماجرا در يك شب اتّفاق افتاد يا در دو شب؟ بعضى از مفسّران كه شايد نتوانستهاند وقوع آن را در يك شب تصوّر كنند گفتهاند در دو شب بوده است، در حالى كه ظاهر آيات نشان مىدهد كه همه پشت سر هم و در يك شب و روز اتّفاق افتاده است، و اين كاملًا ممكن است، زيرا در حدود نيمه ماه در آغاز شب ستاره زهره به وضوح در افق مغرب نمايان مىشود، و چيزى نمىگذرد كه غروب مىكند، و بعد از آن ماه تقريباً با تمام رخسارش از افق مشرق آشكار مىگردد- تعبير به «بازِغْ» نشان مىدهد كه ماه بدر كامل يا نزديك به آن بوده است- و هنگامى كه ماه در افق مغرب پنهان مىگردد چيزى نمىگذرد كه آفتاب از مشرق طلوع مىكند و به اين ترتيب هر سه داستان در طى يك شب و روز تحقق يافته است. اينها زياد مهم نيست، مهم آن است كه بدانيم فردى با آن مقام علم و عرفان، مانند ابراهيم عليه السلام، و با توجّه به مقام عصمت انبياء عليهم السلام حتى قبل از بعثت، چگونه ممكن است چنين سخنانى كه ظاهرش شرك آلود است بر زبان براند؟