پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٩ - بگذار به آسمان بروم خدا را ببينم!
«هر چند من گمان مى كنم او از دروغگويان است»: «وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنْ الْكَاذِبِينَ».
بدون شك فرعون از اين شيطانتر بود كه مسائلى را به اين واضحى درك نكند كه او خدا نيست، و همچنين منظور موسى عليه السلام را از خداوند آسمان كه خالق آن است، نه اينكه خداوند واقعاً در آسمان سكونت دارد، و از اين گذشته به فرض كه محل سكونت خداوند در آسمان باشد با ساختن يك برج بلند به آسمان نمىتوان رسيد، منظره آسمان از فراز بلندترين كوههاى جهان همان است كه از روى زمين مسطح ديده مىشود، اينها مسائلى نبود كه از فرعون مخفى باشد.
ولى فرعون نقش ديگرى در سر مىپروراند، او مىخواست با طرح اين مسأله جنجالى افكار عمومى را كه به دشدّت متوجّه موسى عليه السلام شده بود منحرف سازد، بعلاوه با ساختن برجى بسيار بلند نيز بر فراز برج برود و سرى تكان دهد و باز گردد، و بگويد از خداى موسى بر فراز آسمان تحقيق كردم هيچ خبرى نبود!
ولى مجموع اين جهات بيانگر يك نكته است و آن اينكه در محيط مصر افكار عمومى به قدرى پايين بود كه جز خداى محسوس چيزى را باور نداشتند، ادّعاى الوهيّت فرعون را مىپذيرفتند و انتظار داشتند خداى موسى عليه السلام نيز جسمى باشد بر فراز آسمان! و مسلّماً در چنين محيطى بازار بتسازى و بتپرستى رواج خواهد داشت!
چهارمين آيه بيانگر گفتگوهاى مشركان و بهانهجويىهاى رنگارنگ و