پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٥ - اشاره
باشد، مىفرمايد: «و كسانى كه ايمان به لقاى ما (و روز رستاخيز)، ندارند گفتند:
چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و يا پروردگارمان را با چشم نمى بينيم؟!»: «وَقَالَ الَّذِينَ لَايَرْجُونَ لِقَاءَنَا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا».
آنها نخست تقاضاى مشاهده فرشته وحى داشتند، و سپس پا را فراتر نهاده و تقاضاى مشاهده خدا را كردند، گويى خداى غير محسوس و غير مجسم براى آنها قابل قبول نبود.
به نظر مىرسد اين گفتار از ناحيه سردمداران شرك و بتپرستى بوده كه حقيقت را مىدانستند ولى براى اغفال تودههاى عوام كه همه چيز را در چهار ديوار حس مىپنداشتند چنين سخنانى را در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله ايراد مىكردند، تا به گمان خود او را به زانو درآورند، لذا قرآن مجيد از آنها به عنوان كسانى كه ايمان به قيامت ندارند و احساس مسئوليت نمىكنند ياد كرده، و به همين دليل در پايان آيه نيز مىافزايد: «آنها تكبّر ورزيدند و طغيان بزرگى كردند!»: «لَقَدْ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْا عُتُوّاً كَبِيراً».
مفسّران شأن نزولى براى آيه ٢٧ همين سوره (چند آيه بعد از آيه مورد بحث) ذكر كردهاند كه نشان مىدهد اين آيات درباره جمعى از سران مشرك قريش نازل شده است.
ذيل آيه نيز نشان مىدهد كه سرچشمه اين ادّعاهاى بزرگ و نادرست اين بوده كه اولًا آنها گرفتار كبر و غرور بودند، و ثانياً در طريق «عتو» يعنى سركشى و سرپيچى آميخته با عناد و لجاج از فرمان حق گام بر مىداشتند، و اين منحصر به مشركان عرب نبوده و نيست، امروز نيز جمعى از دانشمندان مغرور و سركش