پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠ - او اوّل و آخر و ظاهر و باطن است
كه بر همه چيز قاهر است؟!»: «يَا صَاحِبَىِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمْ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ».
جالب اينكه صفت «قهّار» در قرآن مجيد شش بار تكرار شده [١] و در هر مورد بعد از وصف «واحد» قرار گرفته، كه نشان مىدهد رابطهاى در ميان اين دو وصف برقرار است و قاهريت او دليل بر يگانگى ذات پاك او است. (دقّت كنيد)
يوسف عليه السلام ابتدا مسأله را بر وجدان آنها عرضه كرد، و از آنجا كه حقيقت توحيد همانگونه كه قبلًا اشاره كرديم در اعماق فطرت انسان نهفته است داورى را به محضر وجدانشان كشانيد و گفت: «اين خدايان پراكنده كه شما براى خود قائل هستيد: خداى دريا، خداى صحرا، خداى زمين، خداى آسمان، خداى آب و خداى آتش، و همچنين فرشتگان و جنّ و فراعنه و بتهاى سنگى و چوبى و فلزّى كه هر كدام به نوعى مورد عبادت شما قرار دارند بهتر است، يا خداوند يگانهاى كه بر هر چيز مسلّط است؟
«قَهّارْ» صيغه مبالغه از مادّه قهر است كه به گفته راغب در مفردات به معناى غلبه كردن، و طرف را به ذلّت كشانيدن است، ولى اين واژه در هريك از اين دو معنا (غلبه و تذليل) جداگانه نيز به كار مىرود، و به گفته طبرسى در مجمعالبيان:
«الْقاهِرُ هُو الْقادِرُ الَّذِى لا يَمْتَنِعُ عَلَيْهِ شَىءٌ»: «قاهر قدرتمندى است كه هيچ چيز براى او غير ممكن نيست». و از اينجا رابطه ميان صفت وحدت و قهّاريت روشن مىشود، چرا كه وقتى قبول كنيم قدرت او بر همه چيز غالب يعنى نامحدود
[١]. آيات: ١٦ سوره رعد، ٤٨ سوره ابراهيم، ٦٥ سوره صفحه، ٤ سوره زمر، ١٦ سوره غافر و آيه موردبحث.