پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٨ - شرح مفردات
جهان به هم مى خورد. منزّه است خداوند پروردگار عرش (و جهان هستى)، از آنچه وصف مى كنند!».
٣. «خدا هرگز فرزندى اختيار نكرده؛ و خداى ديگرى با او نيست؛ كه اگر چنين مى شد، هر يك از خدايان مخلوقات خود را تحت تدبير خود مى برد و بعضى از آنان بر بعضى ديگر برترى مى جست (و جهان هستى به تباهى كشيده مى شد)؛ منزّه است خدا از آنچه آنان توصيف مى كنند!- او داناى نهان و آشكار است؛ پس برتر است از آنچه همتاى او قرار مى دهند!».
شرح مفردات
«فُطور» از مادّه فَطْر (بر وزن سطر) در اصل به معناى شكافتن است، و بعضى مانند راغب در مفردات آن را به معناى شكافتن از طول تفسير كردهاند، سپس به هرگونه ابداع و ايجاد و خلقت اطلاق شده است، از اين نظر كه پرده عدم شكافته مىشود و چيزى ابداع و ايجاد، يا اختراع مىگردد.
اين واژه به دوشيدن شير گوسفند به وسيله دو انگشت، و همچنين به شكستن روزه نيز اطلاق شده است (توضيحات بيشترى در اين زمينه در آغاز همين جلد در بحث برهان فطرت در مسأله خداشناسى آمده است).
«اله» به طورى كه ارباب لغت گفتهاند به معناى معبود است، و آن را از مادّه «الاهَه» به معناى عبادت شمردهاند كه نظرات جمع كثيرى از آنها در پاورقى آمده است. [١] در آيات قرآن مجيد نيز در موارد زيادى در همين معنا به كار رفته است،
[١]. مصباح اللغه مىگويد: «أَلَهَ لَهُ الهة» من باب «تعب» (عبد عبادة) تألّه (تعبد) و الاء له (الْمَعْبُودُ)
صحاح اللغه همين معنا را با مختصر تفاوتى آورده است- راغب در مفردات مىگويد: «اله» جَعَلُوه اسماً لِكُلِّ مَعْبُودٍ لَهُمْ، وَ «الَه فلان يألَه» (عَبَدَ) و لسان العرب» مىگويد: «الألهْ ... كلٌّ ما اتُّخِذَ مِن دونِهِ مَعْبُوداً» و در التحقيق فى كلمات القران الكريم بعد از ذكر كلمات جمعى از لغويين مىگويد: «فَظَهَرَ مِنْ هذِهِ الكَلِماتِ أَنَّ الإلهَ بمعناى العِبادَةِ و در مجمع البحرين آمده است: الآلِهَةُ: الاصنام سُمُّوا بذلِكَ لِاعْتِقادِهِمْ أَنَّ الْعِبادَةَ تَحُقُّ لَها» و در كتاب العين خليل بن احمد نيز آمده است: «الَتَّأَلُّهُ: التَّعَبُّدُ» در كتاب قاموس اللغه نيز همين معنا صريحاً آمده است (و به اين ترتيب عقيده قاطبه اهل لغت اين است كه الهُ به معناى معبود است).