پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦ - مبارزه با شرك را از ابراهيم عليه السلام بياموزيد
و به اين ترتيب آنها نشان دادند كه با تمام وجودشان از شرك بيزارند و در هر شرايط در مقابل آن موضعگيرى مىكنند و اين معنا بايد سرمشق و اسوه حسنهاى براى همه مؤمنان در سراسر اعصار باشد.
«اسوة» به گفته مقائيس اللغه در اصل به معناى مداوا و درمان و اصلاح آمده و لذا به طبيب آسِى گفته مىشود و اسَى (بر وزن عصا) به معناى غم و اندوه است، شايد از اين جهت كه مداوا و درمان بيمار و مجروح معمولًا آميخته با غم و درد است، سپس اين واژه به معناى پيروى و تبعيت و دنبالهگيرى نيز آمده، از آن جهت كه مداوا و درمان و اصلاح نياز به پىگيرى دارد.
ولى راغب در مفردات معناى اصلى اسوه را همان حالت پيروى مىداند خواه در نيكىها باشد يا بدىها. [١]
از مجموع اين آيات چهاردهگانه فوق كه نظائر بيشترى در قرآن مجيد دارد و به خوبى اين نكته روشن مىشود كه مسأله توحيد و شرك اساسىترين و مهمترين مسأله از ديدگاه قرآن است، به طورى كه هيچگونه مماشات و سازش و مدارا با شرك و مشركان روا نيست، و بايد ريشه شرك به هر صورت خشكانده شود، اگر از طريق آموزش فرهنگى و منطق و استدلال ممكن شود چه بهتر، والا بايد عملًا با قاطعيت در مقابل آن ايستاد.
سرمايه اصلى مؤمن توحيد است، و بضاعتى كه در بازار قيامت رواج دارد
[١]. بعضى نيز معتقداند كه «اسَى» به صورت ناقص واوى ويايى هر دو استعمال شده، اگر ناقص يايى باشد معناى حزن و غم دارد و لذا به فاجعه غمانگيز «مأساة» گفته مىشود و اگر واوى باشد معناى معالجه و اصلاح را دارد.