سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٧٣ - ويژگي هاي پيش گامان طريق قرب الاهي
پيمودن مسير وصول الي الله، ما سخت نيازمند رفيق شايسته نيز هستيم. به يک مثال توجه کنيد.
در پيمودن مسيرهاي دنيوي و بهخصوص در گذشته که مسافرتها با وسايل ساده آن روزگار؛ يعني اسب، استر و شتر صورت ميگرفت و برخي نيز پياده سفر ميکردند، حتي در مسافرتهاي کوتاه نظير مسافرت از قم به جمکران، براي مسافرها و بهويژه افراد پياده رفيق خوب و بانشاط و سرحال که پيشاپيش همه و با جديت و عزم راسخ راه را طي ميکرد، به ديگران نشاط ميبخشيد و سختي راه را از ديگران ميزدود. برعکس اگر انسان بيعرضه و ناتواني همسفر انسان ميگشت، نشاط را از انسان ميزدود و پيمودن مسير را براي وي دشوار و سخت ميساخت. بنابراين، يکي از رمزهاي موفقيت سفر، پيدا کردن يک رفيق سرحال و بانشاط و بهخصوص راهبلد است که موجب افزايش نشاط و کاستن از خستگي راه گردد. ازاينروي، حضرت در اين مناجات به همسفران و پيشگاماني که پيشاپيش ديگران در مسير سلوک الي الله در حرکتند و راه را خوب ميدانند و گفتار و حرکات آنان براي ديگران الگوست توجه ميکنند و ميفرمايند:
اَلْحِقْنا بِعِبادِک الَّذينَ هُمْ بِالْبِدارِ[١] اِلَيْک يُسارِعوُنَ[٢] وَبابَک عَلَى الدَّوامِ يَطْرُقُونَ، وَاِيَّاک فِى اللَّيْلِ وَالنَّهارِ يَعْبُدُونَ، وَهُمْ مِنْ هَيْبَتِک مُشْفِقُونَ؛ «خدايا ما را به آن بندگان برگزيدهات ملحق فرما که با سرعت بهسوي تو مبادرت ميجويند و پيوسته حلقه بر در تو ميکوبند و شب و روز تو را پرستش ميکنند و از هيبت و عظمتت ترسان و هراساناند».
[١] واژه «بدار» و «مبادرت» در جايي مطرح ميگردد که چند کار فراروي انسان باشد و او يک کار را برگزيند و با جديت در صدد انجام آن برآيد و ساير کارها را کنار زند. [٢] «مسارعت» که از باب «مفاعله» است، بر مفهومي فراتر از سرعت گرفتن و بر مسابقه و تلاش بر سبقت گرفتن از يکديگر دلالت دارد.