سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣٤ - اعتراف به ناتواني از شکر خدا
شکرگزار غرق در نعمت حق است و از رسيدن به غايت و نهايت شکرْ قاصر و عاجز ميباشد».[١]
خداوند بايد به ما توفيق دهد و امکان سخن گفتن را براي ما فراهم آورد تا در برابر برخورداري از نعمت او حمد او را بگوييم و اگر اين توفيق فراهم نيامد و زبان ما بسته ماند، نميتوانيم حمد او را بگوييم. پس گفتن «الحمدلله» نيز نعمت خداست که بايد بهپاس عنايت آن خدا را شکر گزارد و ستايش کرد و بر هر ستايشي، ستايشي ديگر بايد و چون بينهايت ستايش و حمد از انسان ساخته نيست، انسان نميتواند ستايش و شکر واقعي يک نعمت خداوند را به جاي آورد، تا چه رسد که درصدد شکرگزاري از نعمتهاي بيشماري که در اختيار او قرار گرفته برآيد. بااينحال انسان بايد در حد توان به شکرگزاري نعمتهاي خدا برآيد که در اين صورت مشمول عنايات فزونتر خداوند قرار ميگيرد و اگر بهجاي شکر نعمت، به کفران و ناسپاسي نعمتهاي الاهي بپردازد، خداوند او را به کيفر و عذابي سخت گرفتار ميسازد.
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکمْ لَئِن شَکرْتُمْ لأَزِيدَنَّکمْ وَلَئِن کفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ؛[٢] «و هنگامي که پروردگارتان به شما آگاهي داد که اگر سپاس گزاريد همانا شما را [نعمت] بيفزايم و اگر ناسپاسي کنيد هرآينه عذاب من سخت است».
اِلهى فَکما غَذَّيْتَنا بِلُطْفِک، وَرَبَّيْتَنا بِصُنْعِک، فَتَمِّمْ عَلَيْنا سَوابِغَ النِّعَمِ، وَادْفَعْ عَنَّا مَکارِهَ النِّقَمِ، وَآتِنا مِنْ حُظُوظِ الدَّارَيْنِ اَرْفَعَها وَاَجَلَّها عاجِلاً وَآجِلاً، وَلَک الْحَمْدُ عَلى حُسْنِ بَلائِک وَسُبُوغِ نَعْمآئِک، حَمْداً يُوافِقُ رِضاک،
[١] محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج٧١، باب٦١، ص٥٢، ح٧٧. [٢] ابراهيم (١٤)، ٧.