سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣ - فرجام نيک جستوجوي رضوان الاهي
هيچگاه از ياد معبود غافل نميگردد. او عاشق خداست و عاشق هيچگاه معشوقش را فراموش نميکند.
سومين خصلت و ويژگي که خداوند به رضادهنده به خواست خود عنايت ميکند، اين است که نسبت به خود محبتي در دل او ايجاد ميکند که هيچگاه محبت ديگري را بر محبت خدا ترجيح نميدهد. شعاع محبت خدا سراسر دل او را فرا ميگيرد و جايي براي محبت به ديگران در دل او باقي نميگذارد. درک محبت کامل به خداوند دشوار است و براي ما بسيار دشوار است تصور اينکه جز خدا کس و چيز ديگري را دوست نداشته باشيم، چه رسد که حقيقتاً خدا را دوست داشته باشيم و به غير او محبت نداشته باشيم. اين موهبت و مقام رفيع تنها براي دوستان و اولياي خداست که در وراي تعلقات و دلبستگيهاي حقيري که ديگران دارند، آنان به محبت اصيل و بيبديل الاهي دست يافتهاند و عظمت و فراخناي بينهايت آن، مانع دل سپردن آنان به محبتهاي حقير و محدود غيرالاهي ميگردد.
وقتي بنده مؤمن رهيافته به رضاي حق اينسان به معبود خويش محبت و عشق ورزيد، متقابلاً خداوند نيز او را دوست ميدارد و عاشق او ميگردد و چشم دلش را به تماشاي جلال و عظمت خويش واميدارد و بر اثر تجلي جلال الاهي او مدهوش ميگردد. آنگاه خداوند بندگان برگزيده و خاص خود را که براي ديگران ناشناخته ماندهاند به او ميشناساند و توفيق رفاقت و همنشيني با آنها و استفاده از معارف، فضايل و کمالات آنها را به او عنايت ميکند. چنين بندهاي در عاليترين درجه تعالي و عروج به کمال انساني، به مرتبهاي ميرسد که خداوند پيوسته به نجوا و گفتوگوي با او ميپردازد و چنان طعم و لذت گفتوگوي خويش را به دلش مينشاند که ديگر رغبتي به گفتوگوي با انسانها و همنشيني با آنها را ندارد، مگر در مواردي که خداوند بخواهد و او را موظف و مکلف کند که با ديگران معاشرت کند و با آنان سخن گويد و درصدد رفع نيازهاي آنان برآيد.