سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٢ - ناتواني انسان از درک حقايق متعالي
محدوديت، نميتوانيم حقايق نامتناهي و مجرد را فهم کنيم. از جمله، ما نميتوانيم حقيقت اسما، صفات و افعال الاهي را درک کنيم و حتي کُنْه روابط خداوند با بندگانش براي ما ناشناخته است. طبيعي است که وقتي ما فهم حقيقي و درستي از افعال و صفات الاهي نداريم، شناخت کُنه و ذات الاهي براي ما ممکن نميباشد. شناخت ما از آن مقولهها ناقص و در مواردي خيالي و غيرواقعي است. بهعنوان نمونه، از شمار افعال الاهي وقتي از خلق و آفرينش عالم سخن به ميان ميآيد، برخي چون نميتوانند خلق از عدم را تصور کنند و نميتوانند بفهمند که چگونه با اراده خدا چيزي به وجود ميآيد و با اراده او موجودي معدوم ميگردد؛ خيال ميکنند که با نهاده شدن نطفه در درون رحم و تبديل آن به جنين و رشد و نمو آن و سپس متولد گشتن کودک «عمل خلق الهي» محقق گشته است. درصورتيکه در اين فرايند عمل تغيير در امور موجود رخ داده، نه خلق به معناي آفرينش از عدم و نيستي. با توجه به برداشت غلط از خلق و عدم درک ايجاد و خلق چيزي که سابقه عدم دارد، برخي از دانشمندان بر آن بودند که در ازل ماده اوليه موجودات مادي وجود داشته است و کار خداوند در مقام خلق، تغيير در آن ماده اوليه است. بدين معنا که با تغييرات و تحولاتي که خداوند در ماده اوليه هستي و پس از آن در مواد ثانويه به وجود ميآورد، اشياي جديدي به وجود ميآيند.
يکي از افعال الاهي که براي ما غيرقابل درک است عمل احيا و دميدن روح در موجوداتي است که از طبيعت بيروح به وجود آمدهاند. با اراده خدا جنين در رحم مادر رشد ميکند و اندامهايي در آن به وجود ميآيند و سپس در آن جنين روح دميده ميشود و آن جنين پس از آنکه موجودي فاقد روح بود، بهصورت موجود زندهاي درميآيد. براي ما قابل فهم نيست که چگونه چيزي که از خاک و طبيعت به وجود آمده، داراي حيات و زندگي ميگردد. همچنين ما نميتوانيم درک درستي از خود روح و کيفيت دميدن روح در بدن داشته باشيم. با توجه به ناشناخته بودن عمل احيا و زنده