سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٣ - مقام بندگي اولياي خدا و باور آنان به توحيد خالص
غيرخداوند نيز توجه داشته باشد و نتواند محبت غيرخدا را از دل خارج سازد. وقتي انسان بنده خالص ميگردد و دلش زلال و پاک و عاري از حجاب و کدورتهاي دنيوي و علاقههاي غيرالاهي ميگردد که وجودش سراسر بندگي خدا گردد و براي غيرخدا شأني قائل نباشد. زبان حالش اين باشد که خدايا، مرا چنانکه خود ميخواهي و دوست داري قرار ده. آنسان که رفتار و انديشههايم و حالاتم چنان باشد که تو ميخواهي و کاري را جز براي رضاي تو انجام ندهم و هيچچيز مرا از ياد و توجه به تو باز ندارد.
خداوند درباره بندگان خالص خود که به غير از بندگي خدا، براي خود و غيرخود شأني نميشناسند ميفرمايد:
رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَه وَلَا بَيْعٌ عَن ذِکرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاه وَإِيتَاء الزَّکاه يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ؛[١] «مرداني که نه تجارت و نه دادوستدي آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و دادن زکات بازنميدارد و به خود مشغول نميسازد و از روزي ميترسند که دلها و ديدگان در آن روز دگرگون [سرگشته و پريشان] شود».
حضرت پس از درخواست رهايي از عذاب الاهي و درخواست مقامات معنوي و توحيد خالص، به ستايش خداوند و ذکر اسما و صفات وي ميپردازند و درخواستهاي ديگر از جمله درخواستهاي دنيوي خود را مطرح ميکنند و ميفرمايند:
يا مَنْ کلُّ هارِبٍ اِلَيْهِ يَلْتَجِئُ، وَکلُّ طالِبٍ اِيَّاهُ يَرْتَجى، يا خَيْرَ مَرْجُوٍّ وَيا اَکرَمَ مَدْعُوٍّ، وَيا مَنْ لا يَرَدُّ سآئِلََهُ، وَلا يُخَيِِّبُ آمِلَُهُ، يا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِداعيهِ، وَحِجابُهُ مَرْفُوعٌ لِراجيهِ، اَسْئَلُک بِکرَمِک اَنْ تَمُنَّ عَلَىَّ مِنْ عَطآئِک بِما تَقِرُّ بِهِ عَيْنى، وَمِنْ رَجآئِک بِما تَطْمَئِنُّ بِهِ نَفْسى، وَمِنَ الْيَقينِ بِما تُهَوِّنُ
[١] نور (٢٤)، ٣٧.