سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٤ - خاستگاه فطري آرزو و تفکيک خير واقعي از خير پنداري
کتِبَ عَلَيْکمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کرْهٌ لَّکمْ وَعَسَى أَن تَکرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّکمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ؛[١] «بر شما کارزار واجب شده است، درحاليکه براي شما ناگوار است و بسا چيزي را خوش نداريد و آن براي شما خوب باشد و بسا چيزي را دوست داريد و آن براي شما بد باشد و خدا [صلاح شما را] ميداند و شما نميدانيد».
بنابراين، اميد بستن و آرزو کردن خير واقعي صحيح است، نه آرزو کردن خيرهاي ظني و پنداري مربوط به امور دنيا که انسان به گمان باطل خود آنها را خير ميداند و شديداً به آنها دل ميبندد درحاليکه در واقع خير نيستند. قرآن درباره اين گرايش و دلبستگي باطل انسان ميفرمايد: وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ؛[٢]«و بهراستي وي سخت مالدوست است».
برخي از مفسران گفتهاند که خير در آيه شريفه به معناي مال است و معناي آيه اين است که انسان بسيار مالدوست و بخيل و تنگنظر است و برخي نيز گفتهاند که دوستي شديد مال انسان را وادار ميکند که از دادن حق خدا امتناع ورزد و مال خود را در راه خدا انفاق نکند.[٣]
اگر مال از راه صحيح به دست آيد و در راه صحيح و خير صرف گردد خير و نيکوست. اما برخي خيال ميکنند که مال مطلقاً خير است و تفاوت نميکند که از چه راهي به دست آيد و در چه راهي مصرف گردد.
برخي در مقام تعارض و تزاحم بين دو چيز مطلوب به خطا ميروند و مرجوح را
[١] بقره (٢)، ٢١٦. [٢] عاديات (١٠٠)، ٨. [٣] علامه طباطبايي، الميزان، ترجمه سيدمحمدباقر موسوي، ج٢٠، ص٧٩٩.