سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٣ - گونه هاي تصرفات شيطان در انسان
٢. ايجاد وسوسه و خطورات قلبي در دل انسان: واژه «وسوسه» در اصل به معناي صداي آهستهاي است که از به هم خوردن زينتآلات به وجود ميآيد. آنگاه به هر صداي آهسته وسوسه گفته ميشود و به خطورات و افکار بد و نامطلوبي که در دل و جان انسان مينشيند نيز وسوسه ميگويند. توضيح آنکه دل انسان همواره در معرض خواطر و واردات قلبي است که آنها را به واردات رباني، مَلکي، نفساني و شيطاني تقسيم کردهاند: در گونه اول هرگز خطا راه نمييابد و گونه دوم باعث کارهاي نيک ميشود و الهام نيز ناميده ميشود. خواطر نفساني وسوسههايي است که بر دل ميگذرد و نفس از آنها لذت ميبرد و به آن «هواجس» نيز گفته ميشود. خواطر شيطاني انسان را بهسوي مخالفت با حق فراميخواند و ازاينروي، هر خاطرهاي که بهوسيله شيطان به دل وارد شود و دعوت به بدي کند «وسوسه» ناميده ميشود. در آيات مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاس * الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاس؛[١] «[پناه ميبرم به پروردگار مردم] از شر وسوسهگر نهاني [شيطان که به گناه وسوسه ميکند و پنهان ميگردد] آنکه در سينههاي مردم وسوسه ميکند» خداوند تأثير شيطان در انسان را بهصورت وسوسهها و هيجاناتي معرفي ميکند که در سينه انسان به حرکت درميآيند و با خود دل را به اينسووآنسو ميکشانند و باعث تزلزل آن ميگردند. اين وسوسهها و خطورات شيطاني گاه چنان بر قلب انسان احاطه مييابند که دل انسان راهي براي نجات و رهايي از آنها نمييابد. گستره نفوذ وسوسههاي شيطاني، حوزه ادراک و حوزه تصميمسازي و اراده انسان است و در اين راستا، با نفوذ به حوزه شعور و ادراک انسان، در معرفتها و ادراکهاي يقيني انسان تزلزل ايجاد ميکنند و باعث ميگردند معرفتهاي يقيني انسان متزلزل گشته و به ظن و حتي به شک تبديل گردند. اما در حوزه تصميمسازي و اراده، وسوسههاي شيطاني انسان را از اتخاذ تصميمات صحيح و مثبت بازميدارند؛ مثلاً وقتي انسان تصميم ميگيرد
[١] ناس (١١٤)، ٤، ٥.