سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦١ - علت انحطاط ابليس
وجود شيطان فراهم آمده، اما نه با تجربه حسي و از طريق مشاهده و لمس و قوه شنوايي وجود شيطان براي ما قابل درک گرديده است و نه ميتوان براي وجود شيطان برهان عقلي ارائه کرد. چه اينکه برهان عقلي و فلسفي بر وجود موجودات خاص و اشخاص و از جمله شيطان بهعنوان موجودي که مبدأ شر است اقامه نميگردد و تنها راه اثبات وجود شيطان نقل است. ما از طريق کتابهاي آسماني و از جمله قرآن و کلمات اهلبيت(عليهم السلام) به وجود شيطان پي ميبريم و در اين منابع ديني آمده است که شيطان هزاران سال قبل از خلقت حضرت آدم خلق شده بود و به عبادت خدا ميپرداخت و وقتي نوبت به خلقت حضرت آدم رسيد، خداوند به ملائکه امر کرد که به حضرت آدم سجده کنند، به جز شيطان همه ملائکه فرمان خداوند را اجابت کردند و در برابر حضرت آدم به سجده افتادند، اما شيطان از اطاعت فرمان خداوند سرپيچي کرد و در اين آزمون بزرگ الاهي ناموفق گشت و خود وسيلهاي گشت براي آزمايش ميزان ايمان و تسليم بندگان در برابر دستورات الهي. کبر و حسادت شيطان در حق انسان باعث گشت که به حضرت آدم سجده نکند، خداوند دراينباره ميفرمايد: قَالَ مَا مَنَعَک أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُک قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ؛[١] «[خداي] گفت: چه باز داشت تو را که سجده نکني آنگاه که به تو فرمان دادم؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفريدي و او را از گل».
با تخطي شيطان از فرمان خداوند مشخص گرديد که ايمان او ناقص بوده است درحاليکه تنها ايمان مطلق و تسليم محض و بدون قيد و شرط در برابر خداوند است که باعث کمال و تقرب به خداوند ميگردد، شيطان گرچه شش هزار سال در جرگه ملائکه به عبادت خداوند پرداخت، اما به دليل خودخواهي و کبر و عدم اطاعت محض از خداوند، عبادات ناخالص و آميخته با خودپرستي و خودخواهي او تباه گشت و فايدهاي در پي نداشت.
[١] همان، ١٢.