سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٤ - بنده گنهکار در جست وجوي رأفت و پناه معبود
بنده گنهکار چون غلام و بردهاي است که خطا کرده و از ترس مجازات اربابش فرار ميکند، اما او پناهگاهي جز آستان مولايش ندارد و ناگزير بهسوي او برميگردد. کسي که گناه ميکند در حقيقت از تحت ولايت خدا فرار ميکند، اما پس از مدتي درمييابد که هرکجا که باشد تحت ربوبيت خداست و فرار از اطاعت خدا به او آزادي نميبخشد، بلکه در اين صورت او از آزادي حقيقي محروم گشته و زنجيرهاي اسارت هواي نفس و شيطان را بر خود ميافکند. آنگاه وقتي همه درها را به روي خود بسته ديد، پي ميبرد که پناهگاهي جز آستان ربوبي و چارهاي جز بازگشت بهسوي مولاي حقيقي و بندگي او ندارد، و اين بازگشت به حريم بندگي با توبه انجام ميپذيرد. اما وقتي بنده خطاکار و پشيمان بهسوي مولاي خويش بازگشت، کسي جز ارباب نميتواند او را از تازيانههاي تنبيه نجات دهد، ازاينجهت دست به دامان اربابش ميشود و از خشم و غضب ارباب به خود او پناه ميبرد. همچنين انسان گنهکار وقتي بهسوي خداوند بازگشت، ميداند که هيچکس نميتواند او را از خشم و غضب خدا پناه دهد، ازاينروي با ناله و تضرع و با عذرخواهي زمينه رضايت خداوند را فراهم ميکند تا از غضب و خشم او در امان بماند. اگر بندهاي چندين مرتبه مرتکب خطا گشت و از دست مولايش گريخت و مجدداً بهسوي او بازگشت، طبيعي است که با تکرار اين رفتار ارباب و مولايش او را نميبخشد و او را مجازات ميکند. اما ما مولاي کريم و مهرباني داريم که با وجود لغزشهاي فراوان و مکرر و بازگشتهاي پيدرپي و توبههاي سست، باز منتظر بازگشت حقيقي ماست و بارگاه امن و امانش همواره به روي ما گشوده است.
اِلهى اِنْ کانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَه فَاِنّى وَعِزَّتِک مِنَ النَّادِمينَ، وَاِنْ کانَ الْإِسْتِغْفارُ مِنَ الْخَطيئَه حِطَّه فَاِنّى لَک مِنَ الْمُسْتَغْفِرينَ، لَک الْعُتْبى حَتّى