سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦١ - گفتار سوم
حاصل پاسخ چهارم اين است که انسان داراي مراتب و ابعاد گوناگون وجودي است و از خصوصيات او اين است که ميتواند درهرحالي بر روي يکي از مراتب و ابعاد تمرکز يابد و توجهاش را به آن معطوف سازد. بهعنوان نمونه کسي که به کمال نهايي و عاليترين مراتب قرب الاهي نايل آمده، ميتواند توجهاش را به مقام نبوت، امامت و مقام وساطت فيض که عاليترين موهبت الاهي است معطوف کند و در حال توجه به آن مرتبه متعالي بگويد: أنا قسيم الجنّه والنار[١] که در اين صورت از موهبت و مرتبه متعالياي که خداوند به او تفضّل کرده خبر ميدهد. امام وقتي به منشأ خود که نطفه حقير و ناچيز و فاقد شعور است توجه ميکند که با عنايت و لطف الاهي بارور شد و رشد يافت، ميگويد: خدايا، من همان نطفه حقير و ناچيزم و همه کمالات و زيباييها و نعمتها از توست. او همچنين وقتي توجهاش را معطوف به مقام حيوانيت ميکند که بين همه انسانها مشترک است و خاستگاه غرايز، نفس امّاره و کششهاي شيطاني ميباشد، ميگويد: خدايا، تو به من مقام عصمت دادي و مرا از گناه و طغيان حفظ کردي که اگر اين لطف و تفضّل تو نبود من نيز چون ديگران اسير وسوسههاي شيطان و هواي نفس ميشدم و در گرداب گناه گرفتار ميگرديدم. او وقتي به فقر ذاتي خود مينگرد و خود را منشأ همه کمبودها، محدوديتها و ناداريها مييابد و در مقابل، خداوند را منشأ همه داراييها و کمالات مييابد، همه کاستيها را به خود نسبت ميدهد و ميگويد: خدايا، من جاهل و نادان و فقيرم. خدايا، تو به من حيات دادي و مرا عقل بخشيدي و از مقام عصمت بهرهمندم ساختي و از انحراف و گناه مرا حفظ کردي.
يکي از آموزهها و دستورات تربيتي به رهيافتگان به مقام قرب و کساني که در هر مرتبهاي از معرفت الاهي و کمال انساني قرار گرفتهاند و رحمت الاهي را دريافت داشتهاند اين است که خود را چيزي بهحساب نياورند و همه خوبيها و کمالات را به
[١] کليني، اصول کافي، ج١، ص١٩٧، ح٢.