سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٩ - گفتار سوم
اينکه حتي ناخواسته و از سر ضرورت، به غير از معبود و معشوق توجه يافته احساس شرمساري و گناه ميکند و زبان به تضرع و زاري و استغفار ميگشايد. با توجه به تفاوت افق معرفت و مراتب کمال اولياي خدا با ما، برخي از حالات و رفتاري را که ما بسيار ارزشمند و مايه سعادتمان ميدانيم، براي اولياي خدا آن رفتار و حالات آميخته با قصور و کوتاهي بهحساب ميآيند و خود را در قبال آنها مستحق مؤاخذه ميدانند و ازاينروي به توبه و استغفار ميپردازند.
درباره حضرت داوود(عليه السلام) نقل شده که لحظهاي به ذهنش خطور کرد که خداوند عالمتر از او نيافريده است، آنگاه خداوند او را در معرض امتحاني دشوار قرار داد و دو فرشته را بهصورت انسان بهسوي او فرستاد و آن دو از بام محراب نزد حضرت داوود(عليه السلام) فرود آمدند[١] و گفتند:
خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْکم بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاء الصِّرَاطِ. إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَه وَلِيَ نَعْجَه وَاحِدَه فَقَالَ أَکفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ. قَالَ لَقَدْ ظَلَمَک بِسُؤَالِ نَعْجَتِک إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ کثِيرًا مِّنْ الْخُلَطَاء لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاکعًا وَأَنَابَ؛[٢] «ما دو خصم [منازع] هستيم که يکي از ما بر ديگري ستم کرده است. پس ميان ما بهراستي و درستي حکم کن و بيداد مکن و ما را به راه راست راهنماي. اين برادر من است، او را نود و نه ميش است، و مرا يک ميش، ميگويد: اين يک را هم به من واگذار، و در گفتار بر من چيره گشته است [به من زور ميگويد]. [داوود] گفت: بيگمان با خواستن ميشِ تو [و افزودن آن] به ميشان خويش
[١] همان، ج١٤، باب٢، ص٢٤، ح٣. [٢] ص(٣٨)،٢٢ـ٢٤.