سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥١ - گفتار سوم
روشن گرديد که اعتراف به گناه و توبه و استغاثه معصومين(عليهم السلام) به درگاه خداوند صرفاً براي تعليم ديگران صورت نپذيرفته و آنان به جد و حقيقتاً چنان حالات و سخناني را در پيشگاه خداوند از خود بروز ميدادند و بههيچوجه رفتار و سخنان آنان تصنعي و غيرمتناسب با مقام و شأن آنان تلقي نميگردد.
پاسخ دوم
روشن است که انبيا و پيشوايان معصوم(عليهم السلام) مرتکب گناه و حرام شرعي که مستوجب عقاب است نميشدهاند و هيچ مخالفتي با فرامين الاهي نداشتهاند تا درصدد توبه از آن برآيند. اما چون آن حضرت در بالاترين مراتب قرب الاهي و غرق در عظمت کبريايي حق و ياد او بودند و اقتضاي معرفت و مقام متعالي آنان، توجه و اتصال دايم به حضرت حق بود، پس هرگاه از سر نياز به لوازم و اقتضائات جسماني نظير خوردن و آشاميدن و معاشرت با مردم ميپرداختند، آن را گناهي بزرگ براي خود ميدانستند و درصدد توبه و استغفار برميآمدند. در توجيه اين معنا ميتوان به سخن رسول خدا(صلى الله عليه وآله) استناد کرد که فرمودند:وانّه لَيُغانُ عَلي قَلْبي فَأَسْتَغْفِرُ اللهَ فِي الْيَومِ سَبْعينَ مَرّه؛[١] «گاهي آينه دلم را غبار ميگيرد، براي همين روزي هفتاد مرتبه استغفار ميکنم».
همچنين در تبيين اين حقيقت که استغفار و توبه حضرات معصومين، از رفتار معمولي بوده که خودداري از آنها شايسته آن مقربان درگاه الاهي است، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمودند: حَسَناتُ الاَبْرارِ سَيّئاتُ الْمُقَرّبين؛[٢] «خوبيهاي نيکان، بديهاي مقربان الاهي به شمار ميآيند».
پس گرچه معصومين گناه و رفتاري که با عصمت آنان منافات داشته باشد انجام
[١] مجلسي، بحار الانوار، ج٦، باب٣، ص١٨٢. [٢] همان، ج٢٥، باب٦، ص٢٠٥، ح١٦.