سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٥ - نقش باور راستين به خدا در شکرگزاري از او
در آيه ديگر ميفرمايد:
وَمَا تَکونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ کنَّا عَلَيْکمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّک مِن مِّثْقَالِ ذَرَّه فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِک وَلا أَکبَرَ إِلاَّ فِي کتَابٍ مُّبِينٍ؛[١] «و در هيچ حالي و کاري نباشي و از قرآن هيچ [آيهاي] نخواني و [شما مردم] هيچ کاري نميکنيد مگر اينکه آنگاه که به آن ميپردازيد ما بر شما گواهيم، و از پروردگارت همسنگ ذرهاي در زمين و در آسمان پوشيده نيست و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر، مگر آنکه در کتابي روشن [لوح محفوظ ثبت] است».
پس از باور به اينکه تدبير عالم به دست خداست و اوست که نعمتها را نازل ميکند، بايد باور داشت که خداوند ميداند که چه موجوداتي از خيرات و نعمتهاي او بهرهمند ميگردند و نيز هرکس بايد باور داشته باشد که خداوند ميداند که او نيز از آن نعمتها بهرهمند ميگردد. در غير اين صورت علم خداوند ناقص و محدود خواهد بود و محدوديت و نقص و جهل به ساحت خداوند راه ندارد. وقتي خداوند خير و نعمتي را فرو ميفرستد، ممکن نيست نخواهد که ما از آن خير و نعمت برخوردار شويم و بيترديد خداوند آنچه به خير و صلاح ماست در اختيارمان نهاده و مينهد. وقتي ما چيزي را نميخواهيم، يا ازآنروست که به ارزش آن و نفعي که براي ما دارد واقف نيستيم و چون درک کافي نداريم و جاهليم، آن را درخواست نميکنيم. يا ازآنروست که احتياجي به آن نداريم و اگر احساس نياز به چيزي در ما پديد آيد انگيزه حرکت و تلاش براي به دست آوردن آن در ما نيز پديد ميآيد. ساحت خداوند از جهل منزّه است و داراي علم نامحدود ميباشد و هيچچيز از علم خداوند پنهان نميماند. همچنين خداوند کمال مطلق است و ممکن نيست که نياز و احتياجي به چيزي داشته باشد، چون نياز و احتياج ناشي
[١] يونس (١٠)، ٦١.