سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٦ - حقيقت صفات الاهي وحدت و تعدّد آنها
و ازاينروي به وسيله عذرخواهي از غضب او به رضايش پناه ميبرد. حضرت نيز در مقام اعتذار از خداوند ميفرمايند که من از سخط و غضب تو به رضا و خشنوديات پناه آوردهام. البته چنانکه در مباحث اعتقادي و کلام مطرح شده، حالات گوناگون و تغيير و تعدد در ذات خداوند راه ندارد. انسان ازآنروي که داراي حيثيتها و حالات متفاوت است، داراي عواطف متفاوتي است، اما خداوند چون بسيط است، کثرت و تعدد ندارد و گرچه ما بهحسب مفهوم، صفات گوناگوني را براي او برميشماريم، اما اين صفات به لحاظ منشأ انتزاعشان عين هم و عين ذات باريتعالي هستند و اختلافي بين ذات و صفات وجود ندارد. با توجه به اين حقيقت که صفات خداوند عين ذات خداوند و زايد بر ذات نميباشند، امير مؤمنان(عليه السلام) فرمودند:
أَوَّلُ الدِّينِ مَعْرِفَتُهُ وَکمَالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصْدِيقُ بِهِ، وَکمَالُ التَّصْدِيقِ بِهِ تَوْحِيدُهُ، وَکمَالُ تَوْحِيدِهِ الْإِخْلَاصُ لَهُ، وَکمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْيُ الصِّفَاتِ عَنْهُ، لِشَهَادَه کلِّ صِفَه أَنَّهَا غَيْرُ الْمَوْصُوفِ، وَشَهَادَه کلِّ مَوْصُوفٍ أَنَّهُ غَيْرُ الصِّفَه؛[١] «آغاز دين شناخت خداست و شناخت راستين خدا باور داشتن اوست و باور کامل به او شهادت به يگانگي او و پيرايش ذاتش از آلايش ذاتش ميباشد و حقيقت و کمال توحيد و شهادت به يگانگي او اخلاص (و خالص دانستن خدا از ترکيب) است و کمال اخلاص نفيْ صفات مخلوقات و زايد بر ذات از خداست، زيرا هر صفتي نشان ميدهد که غير موصوف، و هر موصوفي گواهي ميدهد که غير از صفت است».
قانون کلي در صفات و موصوفها در مخلوقات اين است که صفت و موصوف دو حقيقت جداگانه دارند و اگر آندو يک حقيقت واقعي ميداشتند، انتزاع صفت و موصوف از آن حقيقت واقعي واحد امکانپذير نميگشت و چون ترکيب از دو
[١] نهج البلاغه، خطبه ١.