سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٨ - ضرورت استفاده از عمر براي سراي جاودانه آخرت
در اين هنگام اشک معاويه جاري و بر ريشش سرازير شد و با آستين اشک چشم خود را پاک کرد، و اهل مجلس همگي به شدت گريستند. سپس معاويه گفت: به خدا قسم، علي(عليه السلام) چنان بود که توصيف کردي. اي ضرار، چگونه بر فقدان او صبر ميکني؟ ضرار گفت: بسان کسي صبر ميکنم که فرزندش را بر روي سينهاش سر بريدهاند و او نميتواند ناله از دل خارج کند و حرارت قلب خويش را تسکين بخشد. سپس با چشم گريان از مجلس معاويه خارج شد.[١]
آري! امير مؤمنان(عليه السلام) که رشادتها و جانفشانيهاي او باعث حفظ و پايداريِ اسلام گرديد. کسي که از نوجواني و سيزدهسالگي به اسلام گرويد و تا پايان عمر در راه اسلام و توحيد ثابتقدم ماند. کسي که ضربت شمشير او که بر فرق عمروبنعبدود فرود آمد از عبادت جن و انس برتر بود. کسي که پيوسته به عبادت خدا مشغول بود و حتي هنگامي که کار ميکرد و به کشاورزي و کار در مزرعه ميپرداخت ذکر خدا بر لب داشت و هر شبانهروز هزار رکعت نماز به جاي ميآورد. کسي که در خدمت به مردم و دستگيري از فقرا و نيازمندان سرآمد مردمان بود و باغستانها و نخلستانهاي فراواني احداث کرد و با دست خود حدود سي و شش چاه حفر کرد و همه را وقف مردم کرد و بالأخره کسي که عمرش در راه خدا صرف گرديد و لحظهاي از ياد خدا غافل نگشت، توشه خود را اندک ميشمارد و چنين مينمايد که چيزي براي عرضه به پيشگاه خدا در اختيار ندارد. امام سجاد(عليه السلام) نيز که خلف صالح آن امام عزيز است، توشه خود را اندک ميشمارد و با توکل به خدا چشم به لطف و عنايت بيکران معبود دوخته است و اميد به لطف بيکران خداوند را امان از عذاب و قهر الاهي ميشمرد.
[١] ديلمي، ارشاد القلوب، ص١٩٤.