سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠١ - هدايت و رستگاري مؤمن در پرتو نور يقين
لَا يَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الْإِيمَانِ حَتَّى يَعْلَمَ أَنَّ مَا أَصَابَهُ لَمْ يَکنْ لِيُخْطِئَهُ وَأَنَّ مَا أَخْطَأَهُ لَمْ يَکنْ لِيُصِيبَهُ وَأَنَّ الضَّارَّ النَّافِعَ هُوَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ؛[١] «هيچ بندهاي مزه ايمان را نچشد، تا آنکه بداند آنچه به او رسيده، از او نميگذشت و او را گريزي از آن نبود و آنچه از او گذشته است به او نميرسيد، و اينکه زيانبخش و سودرسان تنها خداوند عزّ و جلّ است».
مؤمن رهيافته به مقام يقين باور دارد که خداوند قادر، حکيم و مهربان بر جهان حکومت ميکند و بخششها و عطاياي خويش را بر اساس مصلحت و استعداد افراد تقسيم ميکند و نيز بر اساس حکمت و مصلحت خويش افراد را با سختيها و مصيبتها مواجه ميگرداند. ازاينروي، اگر مصيبتي بر او وارد شود و چيزي را از دست بدهد ناراحت نميشود؛ چون ميداند که مدبر عالم از روي حساب و حکمت چنان تقديري را براي او رقم زده است و آنچه رخ داده به صلاح اوست. ناراحتي و نگراني او از آن است که نکند به جهت کوتاهي و گناهي که از او سرزده و يا به جهت آنکه حق کسي را ضايع ساخته خداوند آن مصيبت و گرفتاري را براي او پديد آورده است. اگر کسي با مصيبتي مواجه گرديد، مالي را از دست داد و خسارتي بر او وارد آمد، نبايد بيتابي و ناشکيبايي کند؛ بلکه به وارسي رفتار خود بپردازد و اگر اشتباه و کوتاهي از او سرزده به جبران آن بپردازد و از خداوند طلب بخشش کند. اگر اشتباه و کوتاهي از او سرنزده، باور داشته باشد که خداوند بهوسيله آنچه بر او وارد آمده، او را امتحان و آزمايش کرده است، پس بکوشد که سربلند از آزمايش الاهي خارج شود و ناشکيبايي نکند و راضي به خواست خدا باشد.
هدايت و رستگاري مؤمن در پرتو نور يقين
دل مرکز احساسات، عواطف و ادراک است و بيم و اميد به دل مربوط ميگردند. از منظر
[١] کليني، اصول کافي، ج ٢، ص٥٨، ح ٧.