سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٧ - اميد در زمينه فراهم ساختن شرايط و اسباب
اسباب در اختيار اوست و چه بخشي از آنها از عهده او خارج است. از جمله متوجه باشد که دعا خود يکي از اسباب رسيدن به سعادت و رحمت الاهي است. دراينبين، کسي اميدش صادق است که از اين اسباب و شرايط سود جويد؛ اما اگر کسي از اسباب و شرايط استفاده نکرد و درعينحال اميد به رحمت خدا داشت، اميدش کاذب است و خود را فريب داده است و هرگز به مقصود خود نخواهد رسيد.
البته انسان بايد ايمان و باور خود به خداوند را تقويت کند، چون اگر انسان از ايماني قوي و مستحکم برخوردار نباشد، در گيرودار سختيها و بلاها و در مواجهه با امتحانات دشوار، از اميدش به خداوند کاسته ميگردد. فراواناند کساني که وقتي با مرگ عزيزي و يا بيماريهاي سخت و طولاني مواجه ميگردند، مستأصل و درمانده ميشوند و تحمل از کف ميدهند. مرحوم آقاي شيخ عباس تهراني(رضوان الله عليه) که صبح جمعهها در مدرسه حجتيه درس اخلاق ميگفتند در يکي از آن جلسات درباره دشواري تحمل مشکلات و سختيها گفتند که من تصور ميکردم تحمل سختيها و بلاها را دارم تا اينکه شبي بر اثر زخم معده با درد شديد شکم مواجه گرديدم، تصميم گرفتم که درد را تحمل کنم؛ اما چيزي نگذشت که درد شدت گرفت و تحملش برايم دشوار گرديد و به خداوند توسل جستم. اما درد تسکين نيافت و هرچه ميگذشت شديدتر ميگرديد تا نيمه شب به انواع دعا و توسل پرداختم و هر دعايي که به نظرم ميرسيد خواندم، اما درد برطرف نگرديد. تا آنکه عرصه بر من تنگ شد و گفتم: «مگر کسي نيست که به فرياد من برسد؟» وقتي اين ضعف را در خودم يافتم که نميتوانم در برابر درد شکم ايمانم را حفظ کنم، به يکباره دردم برطرف شد و تسکين يافت و خداوند بهوسيله آن درد شکم، مرا متوجه اين نکته کرد که انسان آنقدر ضعيف است که نميتواند در برابر چنين دردي ايمانش را حفظ کند.