تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦
شدن بدن انسان، و پراكنده شدن اجزاى آن در اطراف زمين، چه كسى مىتواند آنها را بشناسد و جمع كند، و به زندگى نوين باز گرداند؟
از سوى ديگر، چه كسى مىتواند حساب اين همه اعمال بندگان را در نهان و آشكار و درون و برون نگاه دارد، و به موقع به اين حسابها برسد؟
در دنباله آيه اضافه مىكند: «او از تمام امور پنهانى با خبر است، و به اندازه سنگينى ذرهاى در تمام آسمانها و زمين از حوزه علم بىپايان او بيرون نخواهد بود» «عالِمِ الْغَيْبِ لايَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِى السَّماواتِ وَ لا فِى الأَرْضِ». «١»
«و نه كوچكتر از ذره، و نه بزرگتر از آن، مگر اين كه، همه اينها در كتاب مبين ثبت و ضبط است» «وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ إِلَّا فِى كِتابٍ مُبِينٍ».
به اين ترتيب، نه پراكندهگى ذرات بدن انسانها در زمين، و نه آميختن آن با موجودات ديگر، و نه حتى ورود اين اجزاء در بدن ساير انسانها از طريق مواد غذائى، هيچ يك مشكلى براى اعاده آنها ايجاد نمىكند.
اعمال آنها نيز، در اين جهان باقى مىماند، هر چند تغيير شكل مىدهد، و او از تمام آنها به خوبى آگاه است.
نظير اين تعبير در سوره «ق» آيات ٣ و ٤ نيز آمده، آنجا كه مىگويد: أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ* قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الأَرْضُ مِنْهُمْ وَ عِنْدَنا كِتابٌ حَفِيظ: «آيا هنگامى كه ما مرديم و خاك شديم باز مىگرديم؟ اين بسيار بعيد است، ولى آنها بايد بدانند كه ما، مىدانيم زمين چگونه اجزاء آنها را كم مىكند، و در خود فرو مىبرد، و در نزد ما كتابى است كه همه اين امور در آن محفوظ است».