كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم - التهانوي، محمد علي - الصفحة ١٠٥٥ - حرف الصاد (ص)
و أنّ الأسباب لا لزوم لها. نعوذ باللّه منهما.
انتهى ملخصا [١].
الصّالح:
[فى الانكليزية]Convenient .appropriate
[في الفرنسية]Convenable ،approprie عند المحدّثين حديث هو دون الحسن.
قال أبو داود [٢] و ما كان في كتابي السنن [٣] من حديث فيه وهن شديد فقد بيّنته، و ما لم أذكر فيه شيئا فهو صالح و بعضها أصلح من بعض انتهى. قال الحافظ ابن حجر لفظ صالح في كلامه أعمّ من أن يكون للاحتجاج أو للاعتبار، فما ارتقى إلى الصّحة ثم إلى الحسن فهو بالمعنى الأول، و ما عداهما فهو بالمعنى الثاني، و ما قصر عن ذلك فهو الذي فيه وهن شديد، كذا في الإرشاد الساري شرح صحيح البخاري.
الصّالحيّة:
[فى الانكليزية]Al -Salihiyya )sect( -Al
[في الفرنسية]salihiyya )secte( فرقة من المعتزلة أصحاب الصالحي و هم جوّزوا قيام العلم و الإرادة و القدرة و السمع و البصر بالميّت، و يلزمهم جواز كون الناس مع
[١] و در تفسير عزيزي مذكور است كه اهل حكمت گفتهاند كه چون قواي فلكيه در عناصر تاثير ميكنند به تسخين و تبخير عناصر بحركت مىآيند و باهم مخلوط ميشوند و از اختلاط عناصر باهم مخلوقات چند از چند متكون مىشوند مثلا چون گرمى تابستان در عناصر تاثير مىكند از دريا بخار و از زمين دخان بر مىخيزد و به سوى آسمان مىرود پس دخان گاهى از حيز هوا برتر مىرود و بحد كره آتش ميرسد و مشتعل مىگردد و گاهى تا چند روز آن اشتعال مىماند بسبب غلظت ماده دخاني و بصورت ستاره دم دار و يا نيزه و يا گيسو و جز آن در نظر مىآيد و اگر بعد از اشتعال عن قريب زائل مىگردد شهاب مىباشد و گاهى مشتعل نمىشود بلكه احتراق مىپذيرد و علامات سرخ و يا سياه و يا كبود در ميان آسمان و زمين ظاهر مىشود و بخار در وقت برخاستن از زمين چند قسم مىباشد گاهى لطيف مىباشد و بسبب خفت بسيار بلند مىرود و بمكاني ميرسد كه انعكاس شعاع آفتاب از زمين تا آن مكان منقطع ميگردد و سردى و تكاثف ميپذيرد و قطره شده بر زمين مىچكد و آن بخار متكاثف را ابر گويند و آن قطرات را باران نامند و گاهى چندان لطيف نمىباشد بلكه ثقلي در وهم موجود است و بنا بر ثقالت بسيار بلند نمىرود و اين بخار بسبب سردى و برودت آخر شب زود منجمد شده مىافتد و آن را شبنم گويند و گاهى بسبب شدت برودت هوا بخار متكاثف كه نزول مىكند در راه منجمد شده بر زمين مىافتد و آن را ژاله گويند و نيز گفتهاند هرگاه بخار و دخان و غبار از زمين مخلوط شده برمىخيزند و بعد از برخاستن از هم جدا مىشوند پس بادهاى تند مىوزد و كورباد مىآيد و گرد باد مىانگيزد و نيز چون بخار و دخان بحد برودت ميرسند بخار سرد ميگردد و دخان در اثناي آن تغلغل مىكند تا راه نفوذ به بالا پيدا كند و ازين تغلغل آواز تند حادث ميشود كه او را رعد ميگويند و گاهى بسبب شدت حركت و تغلغل آن دخان مشتعل ميشود و برق مىنمايد و گاهى بسبب شدت تكاثف و كثرت برودت بخار منجمد شده بر زمين مىافتد كه آن را صاعقه مىنامند اما نظر ايشان بسبب قصور رسائي غير از استعداد مواد و تاثير صور عنصرية را نمىتوانند دريافت لا جرم بر اينقدر اكتفا كردند و فى الحقيقت همراه اين اسباب أسباب ديگر هم براى اين كارخانه بلكه جميع كارخانه عالم در كاراند كه آن اسباب ارواح مجردهاند كه مدبره و موكله بر اين مواد و صوراند و آن ارواح را در شرع ملائكه گويند و خصوصيات زماني و مكاني و تخلف اثر آن با وجود اسباب ماديه و صوريه از اختلاف و تخلف همين ارواح است و اينهمه ارواح تابع أمر تكويني الهياند كه از طرف خود هيچ نمىكنند پس اختصار بر اسباب ماديه و صوريه كمال غفلت است از قدرت مسبب الاسباب سبحانه ما اعظم شانه و نفي اسباب و تاثير آنها انكار است از حكمت حكيم على الاطلاق و فوائد اسباب كارخانه اين عالم سبحانه ما احكم بنيانه پس سلامت روي در ميان افراط و تفريط همين است كه اعتقاد كند كه أو تعالى فاعل حقيقي هر متكون بلا واسطه است اما توسيط اسباب بنا بر اجراي عادت خود مىفرمايد و براى اظهار قدرت و حكمت او مىنمايد اما در صورت اوّل پس مفضي به سوى اعتقاد تعطل او تعالى است و بر تقدير ثاني مؤدي به سوى عبث از خلق اسباب است نعوذ باللّه منهما، انتهى ملخّصا.
[٢] ابو داود: هو سليمان بن الاشعث بن اسحاق بن بشير الازدي السجستاني، ابو داود. ولد عام ٢٠٢ ه/ ٨١٧ م و توفي بالبصرة عام ٢٧٥ ه/ ٨٨٩ م. إمام المحدثين في زمانه. له عدة مؤلفات هامة. الاعلام ٣/ ١٢٢، تذكرة الحفاظ ٢/ ١٥٢، تهذيب ابن عساكر ٦/ ٢٤٤، تاريخ بغداد ٩/ ٥٥، وفيات الاعيان ١/ ٢١٤
[٣] لأبي داود سليمان بن الجارود بن الاشعث الازدي السجستاني (- ٢٧٥ ه). و يعتبر هذا الكتاب من كتب الصحاح الستة.
بروكلمان، ج ٣، ص ١٨٥- ١٨٦.