كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم - التهانوي، محمد علي - الصفحة ١١٠٧ - فائدة
و أمّا في الاصطلاح: فهي الهيئة الحاصلة لكلّ لفظ من الحركات و السّكنات و من عدد الحروف عند الوضع، و المقصود في هذا الفن أي فنّ الصّرف المنقول العرفي و ليس المنقول الاصطلاحي. انتهى كلامه [١]
و صيغ الأداء عند المحدّثين صيغ يروى بها الحديث مثل حدّثنا و أخبرنا و قال و نحوها.
[١] و در بعضى كتب صرف مىآورد كه صيغه اسم است بمعني مصوغ و مصوغ مشتق است از صياغ يا از صوغ و صوغ و صياغ بحسب لغت زر در بوته انداختن است و حالا اطلاق كرده مىشود بر هر چيز ريخته شده و اين را منقول عرفي گويند و اما وجه اطلاق صيغه بر افعال آنست كه هرگاه فعلى از فاعل صادر شود پس گويا آن فعل ريخته شده است از ان فاعل و اين تواند بود مراد از قول صرفيان ضرب زد آن مرد در زمان ماضي صيغه واحد مذكر غائب يعني اين زدن در زمان ماضي فعل فاعل است و بحسب اصطلاح هيئتى را گويند كه حاصل شده باشد هر لفظ را از حركات و سكنات و از عدد حروف عند الوضع و مقصود درين فن صرف منقول عرفي است نه منقول اصطلاحي انتهى كلامه.