تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٠ - شرح آيات
مسكينان اختصاص داده بود، كه اين كار به خودى خود خشم تودهها را برمىانگيخت و زمينه تحوّل را در ملّت مصر آماده مىكرد.
«وَ كَذلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ- و بدين سان كردار زشت فرعون در نظرش آراسته شد.» به سبب تراكم عادتها و رفتارهاى بد بر دل متكبّر و جبّار او، باطل را حق و بر عكس حق را باطل مىديد و بدين درجه پايين اعتقاد سقوط كرده بود تا آنجا كه مىپنداشت با نيروى محدود خود مىتواند با اراده خدا رقابت و مبارزه كند. آيا نمىديد كه خدا چگونه كوهها را استوار ساخته و اگر كسى بر فراز آنها رود آسمان را جز به همان سان كه از روى زمين مىنگرد، نمىبيند؟! و آيا نمىدانست كه تنها يك تند باد كافى است كه مظاهر نيرومندى او را در يك لحظه ريشه كن كند؟! و در حديث آمده است: كه هامان كوشك را بالا برد چندان كه تند بادها او را از ادامه كار بازداشت و بيدرنگ تند بادى هولناك در رسيد/ ٧٣ و او را نيز از ميان برد. [٢٧] و از جمله آثار نفسانى كه عناد و اصرار بر رفتار بد بر جاى مىگذارد، بازماندن از راه خداست، «وَ صُدَّ عَنِ السَّبِيلِ- و او از راه بازماند.» و راه همان رهبرى رسالتى بود كه در رسالت الهى مجسّم شده و بشر را به سوى پروردگار مهربان خود راهنمايى مىكند. آيا متكبّر به حق سر مىسپارد و گردن مىنهد، و يا جبّار به عدل راضى مىشود؟! هرگز ... پس در اين صورت در زندگى از باطل پيروى مىكند، و وقتى راه رسيدن به خداوند (رهبرى رسالتى) را رد مىكند به جنگ با آن مىپردازد و حيله و ترفند به كار مىبرد.
ولى سنّت و اراده خدا فوق كوششها و دست و پا زدنهاى شكست خورده فرعون براى خاموش ساختن نور ذات عزّ و جلّ اوست.
«وَ ما كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبابٍ- و چاره جويى او جز زيان هيچ نبود.»
[٢٧] - نقل از موسوعة بحار الانوار، ج ١٣، ص ١٢٥.