تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨١ - شرح آيات
پس او از اخلاص و يقينى كه در دل واگذار كنندگان كارهاى خود بدو وجود دارد آگاه است، و از اين رو دست آنها را مىگيرد.
شايد پايان اين آيه ما را به شرط واگذارى دلالت مىكند كه همانا والاترين درجات يقين و همان اخلاص است.
شرطهايى ديگر براى واگذارى را در حديثى مىيابيم كه محدّثى از امام صادق، عليه السلام روايت كرده
«واگذار كننده كار خود به خدا در آسايش جاودانى، و عيش سرشار هميشگى است، و آن كه حقا كارهايش را واگذار كرده از اهتمام به هر چيز جز خداى تعالى است فانى شده و در گذشته، چنان كه امير مؤمنان على گفت: بدانچه خدا نصيبم كرده خرسندم، و كار خود را به آفريدگار خويش وا نهادم، هم چنان كه خداوند در گذشته به من احسان كرد در آينده باقى مانده نيز مىكند/ ٨٥ ... خداى عزّ و جلّ درباره مؤمن آل فرعون گفت: «وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ- و من كار خويش را به خدا واگذار مىكنم، زيرا او به بندگانش بيناست. پس خدا او را از آسيب مكرى كه برايش انديشيده بودند، نگهداشت و آن عذاب ناگوار خاندان فرعون را در ميان گرفت».
و تفويض (واگذارى) پنج است (يعنى پنج حرف است) هر حرفى از آن را حكمى است، پس كسى كه به احكام آن حروف عمل كند تفويض كرده است.
«تاء» از ترك و رها كردن تدبير در دنياست، و «فاء» از فنا (و دست شستن مطلق) از هر اهتمامى غير از خداى تعالى، و «واو» از وفاى عهد و راست در آوردن وعده، و «ياء» يأس و نوميدى از خويشتن و يقين نسبت به پروردگارت، و «ضاد» از ضمير صافى براى خدا و طرح نياز و حاجت به درگاه او، و تفويض كننده شب را در امان از تمام آفتها به صبح مىآورد و روز را با عافيت در دين خود به شب مىرساند». [٢٩]
[٢٩] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٥٢٠.