تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤١ - رهنمودهايى از آيات
/ ٤٤٦ سياق آيات اين پرسش را مطرح مىكند: چگونه خدا دختران را برمىگزيند در حالى كه آنها در آرايش و زيب و زيور پرورش مىيابند و براى جنگ و جدال شايستگى ندارند؟
همچنين فرشتگان را ماده انگاشتند در حالى كه آنها پرستندگان خداى رحماناند و پرستندگان در برابر معبود و پرستيده خود همه يكساناند (و بدينسان قرآن اساس برترى ذاتى ميان آفريدگان را كه ضمنا انحرافى است بزرگ كه صاحبان ثروت و جاه بدان آلوده مىشوند، در هم مىشكند) و بر آنها زشت و ناروا مىشمرد كه چيزى را مىگويند كه از آن آگاهى ندارند و آنها را بيم مىدهد كه اين سخنشان گواهى شمرده مىشود، و آن را بر آنها مىنويسند و ثبت مىكنند، و خود مورد پرسش قرار خواهند گرفت.
(و نيمه خدا انگاشتن فرشتگان يا جز آنها آنان را به ايمان به قدر (مذهب جبر) كشاند و ادّعا كردند كه از خود هيچ اختيارى ندارند) و اگر خدا مىخواست آنها فرشتگان را نمىپرستيدند.
(ولى كشيده شدن آنها به نظريّه قدرى به دفع شهوتهايشان و تمايل انسان به رهايى از زير بار مسئوليّت منجر شد) و آنچه مىگويند از روى نادانى است و جز به دروغ سخن نمىگويند.
(و آنها را مىبينى كه پدران خود را بزرگ مىكنند تا آنجا كه بدون هدايتى از آنان پيروى مىكنند) در حالى كه تقديس پدران جايز نيست مگر بدان اندازه كه از كتاب (آسمانى) يا هدايت بهرهاى داشته باشند، امّا آنها مىگويند كه ما هدايت يافتگانيم زيرا در قانون و روش از راهى پيروى مىكنيم كه ديدهايم پدرانمان بر آن راه مىرفتند.
اين پرستشى است كه در ميان همه امّتها وجود داشته، و خداوند به هيچ قريهاى بيم دهندهاى براى بر حذر داشتن آنها از فرو رفتن به گرداب منكرات نفرستاد مگر آن كه شادخواران و متنعّمان آن (كسانى كه ثروت را مىپرستيدند و از اصلاح مىترسيدند) گفتند ما پدران خود را بر آيينى يافتهايم، و خود بر همان آيين مىرويم،