تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩ - شرح آيات
مَيِّتُونَ [١٦] تو مىميرى و آنها نيز مىميرند» و گفت: «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ [١٧] همه كس مرگ را مىچشد». آن گاه وى به سخن پرداخت و گفت
خداوند اهل زمين را مىميراند تا آنجا كه يك تن باقى نماند، سپس اهل آسمان را مىميراند تا آنجا كه تنى جز ملك الموت و حاملان عرش و جبرييل و ميكاييل عليهم السّلام باقى نمىمانند، (حضرتش) گفت: آن گاه ملك الموت مىآيد تا در برابر خداى عزّ و جلّ بايستد، به او گفته شود: كدام كس باقى مانده؟- و او خود داناتر است- (عزراييل) گويد: پروردگارا جز ملك الموت و حاملان عرش و جبرييل و ميكاييل كسى باقى نمانده. بدو گفته شود: به جبرييل و ميكاييل بگو
بايد بميريد. فرشتگان در اين هنگام گويند: پروردگارا، دو فرستادهات و دو امين تو؟ و خداوند گويد: من بر هر نفسى كه در آن روح وجود دارد مرگ را مقرّر و مقدّر كردهام، آن گاه ملك الموت مىآيد تا در برابر خداى عزّ و جلّ بايستد، پس بدو گفته شود: چه كسى باقى مانده؟- و او خود داناتر است- پس وى گويد
پروردگارا! جز ملك الموت و حاملان عرش كسى نمانده است. بدو گفته شود: به حاملان عرش بگو: بميريد! (امام) گفت: آن گاه ملك الموت افسرده و اندوهگين مىآيد و حتى پلك خود را بالا نمىبرد، بدو گفته شود: چه كسى باقى مانده؟- و او خود داناتر است- گويد: پروردگارا! جز ملك الموت كسى باقى نمانده، پس بدو گفته شود: اى ملك الموت! بمير، و او هم مىميرد، سپس (خداوند) زمين و آسمانها را به دست راست خود مىگيرد و مىگويد: كجايند آنان كه ادّعا مىكردند مرا شريكى است؟ كجايند آنان كه با من خدايى ديگر قرار داده و جعل كرده بودند؟». [١٨] [١٧] سپس قرآن بيان مىكند كه فرمانرواى يگانه قهّار بودن بدين معنى نيست كه او بر مردم ستم مىكند، پروردگار ما فراتر از آن است كه ظلم و ستم
[١٦] - الزّمر/ ٢٠.
[١٧] - آل عمران/ ١٨٥.
[١٨] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٥١٦.