تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٧ - شرح آيات
«پيامبران پنداشتند كه شياطين بر آنان به شكل فرشتگان درآمدهاند». [١٤٤] از ابى شعيب، از ابى عبد اللَّه (امام صادق عليه السلام) مروى است
«خدا زمانى كمتر از چشم به هم زدنى ايشان را به خود واگذاشت». [١٤٥] بدين گونه درمىيابيم كه نعمت آن روح كه پيامبر را استوار مىدارد و او را از اين كه از سر هوى سخن گويد حفظ مىكند، اگر بزرگتر از نعمت وحى نباشد كمتر از آن نيست.
/ ٤١٢ «ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ- تو نمىدانستى كتاب چيست.» از آن رو كه كتاب (قرآن) از نبوغ محمد (صلّى اللَّه عليه و آله) نيست بلكه از وحى خداست.
«وَ لَا الْإِيمانُ- و ايمان چيست.» پس اگر وحى نمىبود پيامبرى چيزى از كتاب پروردگار خود نمىدانست، و اگر روح القدس نمىبود بدان درجه ايمان نمىرسيد، زيرا ايمان با روحى از جانب خدا كامل مىشود.
شك نيست كه پيامبر پيش از رسالت مؤمن بود، ولى اين ايمان مانند ايمان هر فرد ديگر آدمى به خدا و روحى از جانب او بود. مگر نه آن كه پروردگار سبحان ما مىگويد: «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإِيمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ [١٤٦] از اين كه اسلام آوردهاند بر تو منّت مىگذارند. بگو: به خاطر اسلامتان بر من منّت مگذاريد، بلكه خدا بدان سبب كه شما را به ايمان راه نموده است بر شما منّت مىنهد، اگر راست مىگوييد».
امّا پيامبر محمد (ص) را خدا از آن هنگام كه ناخنهاى او نرم بود با روح القدس تأييد كرده است، و اين معنى از سخن امير مؤمنان- عليه السلام-
[١٤٤] - موسوعة بحار الأنوار، ج ١٨، ص ٢٦٤.
[١٤٥] - همان مأخذ/ ص ٢٦٢.
[١٤٦] - الحجرات/ ١٧.