تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٥ - شرح آيات
شايسته فرا مىخواند.
از اين رو پروردگار ما به ما فرمان مىدهد كه هنگام سوار شدن بر چار پايان اين دعا را بخوانيم تا اين بر نشستن و سوارى گرفتن از آنها ما را به افقهاى روحى دورتر و فراتر از افقهاى زمينى كه آنها را در مىنورديم برساند و منتقل كند. آيا ديدهاى كسى كه مسافتى ميان عالم شهود و غيب را در يك لحظه مىپيمايد به چه افق دور دستى مىرسد و از ديدن نقص در طبيعت به درك كمال در آفريننده آن انتقال مىيابد و پى مىبرد!/ ٤٤٠ «وَ تَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا- و بگوييد منزّه است آن كس كه اينها را رام ما كرد.» از خود مىپرسيم چرا خدا در اينجا به ما فرمان مىدهد كه او را تسبيح گوييم و منزّه دانيم و نمىفرمايد كه حمدش گوييم؟
اين از آن روست كه نيازمندى ما- افراد بشر- به چار پايان و كشتى، و ناتوانى ما از رام كردن و بهره كشى از آن بدون آن كه خدا آنها را براى ما رام كند، گواه بر منزّه بودن و بى نيازى خداست، پس او از بندگانش بى نياز است، بى نياز از به كار بردن و وسيله ساختن ابزارها، بى نياز از رام كردن و تسخير چيزها براى خود، خدا متعالى و فراتر و پروردگار ما منزّه از تمام اين چيزهاست.
وانگهى رام كردن چارپايان و كشتى دليل ناتوانى جانداران و طبيعت و نيازمندى شديد آنها به مدبّر است حكيم كه همان خداست.
و اين امر ما را بدين حقيقت رهنمون مىشود كه پروردگار ما فراتر و والاتر از نيازمندى است. مگر نه اين كه نيازمندى هر چيزى دليل آفريدگى اوست، پس چگونه آفريننده نيازمند شود؟
و اصلا هر كاستى و ناتوانى و نيازمندى و ضعفى در آفريده گواه بر وجود ضدّ آن در آفريننده است، بدين دلالت عقلى كه صفت و ويژگى آفريننده غير از صفت و ويژگى آفريده است. امير المؤمنين (ع) گويد
«نو پديد بودن موجودات گواه است كه او هميشه بوده است، و نشان عجزى