تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٢٨
پوشاندهام». [٩٢] [٨١] قرآن ديگر بار به نفى شرك و اين كه خداى رحمان را پسرى است باز مىگردد، تا آدمى نپندارد كه مىتواند از حكم خدا به سايه چنان شريكانى بگريزد، هرگز ... در برابر بشر جز يك راه وجود ندارد، كه همان فرمانبردارى از خدا و تحمّل مسئوليتهاى خويش است.
آن گاه سوره زخرف دل انسان را از پرستش دارايى و سلطه پاك مىسازد، در حالى كه شرك تجسّم بخشيدن و نمودار اين چنين پرستشى است، مشركان از آن رو شريك گونهها و نظاير را مىپرستند كه مىپندارند براستى آنها رمز و مظهر دارايى و فرزنداناند، و اين چنين مىبينيم كه روند آيات افكار شرك آميز را درهم مىكوبد، و بينشهاى توحيد و يكتاپرستى را آشكار مىسازد.
از اين گونه افكار است آنچه نصرانيان درباره پيامبر خود دارند و بر آناند كه او پسر خداست، و قرآن به وضوح بيان كرده است كه او بندهاى است كه خدا بدو نعمت بخشيده، و براى آن كه قرآن مسلمانان را از غلوّ و زيادهروى در دين خود مصون و محفوظ دارد،/ ٥٣٠ و كارى مانند آنچه امّتهاى پيشين كردند، نكنند، اين آيه بروشنى بيان كرده است كه پيامبر ما محمّد (صلّى اللَّه عليه و آله) جز بندهاى از آن خدا نيست، و خود نخستين پرستندگان و بندگى كنندگان اوست، پس چگونه اين بنده مىتواند پروردگار يا پسر خدا باشد؟
«قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ- بگو: اگر خداى رحمان را فرزندى مىبود، من از نخستين پرستندگان مىبودم.» شك نيست كه محمّد بزرگترين پيامبران است، پس در صورتى كه او خود خوارترين بندگان و پرستندگان باشد، چگونه ممكن است كه ديگرى پس خدا بوده باشد؟! فراتر است خدا از آنچه (بخطا) او را توصيف مىكنند.
همچنين اين آيه كريمه با بلاغتى نافذ از خدا نفى شريك مىكند، از اين
[٩٢] - دعاى كميل.