تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٥ - شرح آيات
مورد عيسى بر آن بودند و براى خدا بخشى از آنها را انگاشتند، كه شايد به سبب عقيده حلول بوده باشد، يا بر حسب نظريّه فيض و تنزّل وجود خدا (كه بزرگتر و فراتر از اين سخنانى است كه آنها مىگويند) به مرتبه فرشتگان، كه به عقيده حلوليان فروتر از مقام ربوبيّت و فراتر از مقام ديگر آفريدگان است.
دوم: از آنجا كه آنها فرشتگان را دوست ندارند ماده بودن را به آنان نسبت دادند، مگر نه اين كه مادگان در نزد آنها كم ارجتر از نرينگانند؟! سوم: براى آن كه آنها تصور مىكردند فرشتگان نمودار جنبههاى شهوتاند، در حالى كه مقام پروردگار عرش مقام عقل و خرد است.
چهارم: گفتهاند كه اعراب فرشتگان را در زبان خود از آن مؤنّث شمردند كه هر چيزى را كه از آنها غايب و از ديدشان پنهان باشد مؤنث مىشمارند، و خدا داناست.
«أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ- آيا به هنگام خلقتشان آنجا حاضر بودهاند؟» آيا اينان كه چنين مىانگارند هنگامى كه خدا فرشتگان را آفريده خود آنجا بودهاند تا حكايت كنند كه فرشتگان دخترند؟!/ ٤٥٠ «سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ- زودا كه اين شهادتشان را مىنويسند و از آنها بازخواست مىشود.» يعنى اين سخن را كه مىگويند فرشتگان مادهاند براى آنها (در نامه اعمال) مىنويسند، و روز قيامت در اين باره بازخواست خواهند شد، و همين به عنوان مانعى از گفتههاى غير مسئولانه آنها كافى است.
[٢٠] سياق مطلب هم چنان به درهم كوفتن دروغهاى جاهليان، يكى پس از ديگرى ادامه مىدهد تا به محور اصلى آن اكاذيب كه در نظريّه قدرى بودن نمودار است مىرسد، زيرا اساس انحراف بشر- چنان كه به نظر مىرسد و پيش از اين نيز گفتهايم- نظريه شيئيّت (ذاتى بودن چيزها) است كه به چيزها ارزشى ذاتى و خودبخودى، بدون ارتباط آنها با خدا، مىدهد. و بنا بر اين هالهاى از قداست و پايدارى و دوام و حتمى بودن پيرامون آن چيز به وجود مىآورد. هدف اعتقاد به وجود