تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦١ - شرح آيات
«قالَ فِرْعَوْنُ ما أُرِيكُمْ إِلَّا ما أَرى وَ ما أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشادِ- فرعون گفت: شما را جز آنچه خود مصلحت ديدهام راهى ننمايم و جز به صواب رهنمايى نكنم.» وى راه شك برنامهريزى شده و انديشه را بر آنان بست و گفت: شما نياز به انديشيدن نداريد، من مىانديشم و براى شما مصلحت بينى مىكنم، و جز حق نمىبينم و شما را جز به صواب رهنمايى نمىكنم. پس بر شما واجب است كه به طور مطلق تسليم شويد، و اين همان عادت گردنكشان در هر مكان و زمانى است، و طبيعة در دولتهاى ديكتاتورى كه حكمروايان آنها معتقدند كه عامّه مردم بايد به روزنامهها و راديوها و در نتيجه تنها به رأى و فكر آنها ايمان بياورند. از اينجا بدين نكته مىرسيم كه فرعونى كه موسى با او جنگيد جز مظهرى از مظاهر گردنكشى در طول تاريخ نبوده است.
/ ٦٣ [٣٠- ٣١] اگر اين گفته فرعون ظاهرا اطرافيان او را تسليم كرد، اما آن فرد مؤمن هم چنان در حمايت از حق پايدار ماند و با بينش هدايت على رغم گمراه سازى طاغوت استوار ايستاد، و شايسته است كه مؤمنان در تمام مكانها و زمانها چنين باشند.
«وَ قالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزابِ- آن كه ايمان آورده بود، گفت: اى قوم من! من بر شما از آنچه بر سر اقوام ديگر آمده است بيمناكم.» و آن اقوام و احزاب هر گروهى هستند كه بر ضد حق و نمايندگان آن بر اساس هوى گرد هم مىآيند، و قرآن به عنوان نمونهاى از اين گروه اشارهاى گذرا به پارهاى از آنان مىكند كه داستانهايشان به صورت رويدادها و عبرتهايى در امتهاى پيشين و از ميان رفته واقع شده است.
«مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ- همانند قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه از آن پس آمدند.» و آنان اگر چه در تاريخ و داستانها و سرانجام خود تفاوت دارند ولى در