تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٥ - شرح آيات
و بزرگ خويشتنى است، همان چيزى كه شيطان را از بهشت بيرون افكند، و شيطان نيز هم چنان فرزندان آدم را بدان وسيله از شمول رحمت و مهر خدا به عرصه خشم و قهر و عذاب او مىكشاند، و بر انسان واجب است كه در برابر سركشيهاى نفس بزرگى نما و متكبّر خود، با تصوّر آن لحظه كه متكبّران را در آن به دم آتش مىدهند و نفوسشان از خوارى ترسان و لرزان است، ايستادگى كند.
انسان از اين هراس منفى نمىگذرد مگر به هراسى كه نتيجه ايمان مثبت باشد و از اين رو/ ٣٩٠ در دعا آمده است
«بار خدايا مرا پيش از هراس ذلّت و خوارى در آتش بيم ايمان نصيب كن».
وقتى در روز قيامت ذلّت و خوارى ستمگران به قلّه خود مىرسد، نمىتوانند با ديده گشوده تمام و توجّه كامل به پيرامون خود بنگرند، بويژه آنان كه خود را به ظاهر مؤمنان درآورده بودند و با اين تظاهر به ايمان در دنيا مردم را فريفته بودند، و از اين رو هنگامى كه مىخواهند به مردم بنگرند يا حتى ديدهاى به اطراف خود گشايند با نظرهاى ذلّت و خوارى كه كسان بر آنها مىافكنند روبرو مىشوند.
«يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍ- از گوشه چشم نگاهى دزديده مىكنند.» آن چنان كه احدى را نمىبينند، و اين روش از طبيعت مجرم يا انسانى است كه احساس خوارى در وجود او بالا گرفته است.
يكى از مفسّران گويد: بيگمان شدّت عذاب مانع نگريستن آنها به آتش مىشود ولى آنها با بيم و هراس فراوان بدان مىانديشند و از اين رو مىبينى كه دزديده و زير چشمى بدان مىنگرند، مانند كسى كه به اعدام محكوم شده و زيرچشمى به دار مىنگرد، بر عكس كسى كه با ديده فراخ به باغى خرّم مىنگرد و ديده خود را از آن انباشته و سرشار مىكند.
امّا صالحان و شايستگان در واقع كسانى هستند كه از اين موضع به عنوان عبرت و اندرز بهره مىجويند.
«وَ قالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ