تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٠٤ - شرح آيات
مپنداريد، و چون دانستيد دست به كار آريد، و چون يقين كرديد پاى پيش گذاريد». [٦٠] شايد حكمت در تأكيد نهى از شك و ترديد آن است كه حقايق سترگ مسئوليتى بزرگ بر شانه انسان مىنهد، و نفس براى گريز از آن به شك و ترديد پناه مىبرد: كه مىگويد كه قيامت به پا مىشود؟ و كه مىگويد كه مردم از گورها برانگيخته مىشوند؟
و عيسى- عليه السّلام- هر چيزى در وجود او دلالت بر قيام قيامت داشت، بدون پدرى زاده شد، سپس به آسمان رفت كه اين دليل بر قدرت بى اندازه خداست، وانگهى همواره به ياد آخرت بود، و از زهد و پارسايى در دنيا روشى براى زندگى خود، و محورى براى دعوتش اتّخاذ كرده بود.
«وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ- و از من پيروى كنيد. اين راه راست است.»/ ٥٠٦ پيروى كردن از پيامبر همان ايمان داشتن به قيامت است، پس كسى كه بدان يقين يابد و بدان بينديشد خود را از مصيبتهاى قيامت نجات داده، پس سرانجام راهى مستقيم به بهشت و خشنودى خدا جز رسالت پيامبر و پيروى خوب و درست از او در آن راه نمىبيند.
و (كلمه) «هذا» (در اين آيه) اشاره به رسالت الهى تمثّل يافته در قرآن است.
[٦٢] «وَ لا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطانُ- شيطان شما را از راه باز نگرداند.» پس ميان شما و راه راست موانعى از بزرگ خويشتنى، و سلطه جويى با گناه، يا موانع خون (نژادى) و زبان ... و امثال آن قرار مىدهد ... و اين شيطان ممكن است نفس تو يا دوستت يا حتى همسرت باشد كه دمى از بازگرداندن تو از راه راست دست برنمىدارد.
[٦٠] - نهج البلاغة، حكمت ٢٧٤، ترجمه دكتر شهيدى، ص ٤١٢.