تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٦ - شرح آيات
هرگز ... اسراف و گزافكارى خيرى نيست كه شادخواران را فراتر از هشدار و بيم دادن به وسيله رسالت قرار دهد، و نيز مانع منّت برانگيختن و بعثت پيامبران نيست.
«أَ فَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً- آيا از شما اعراض كنيم (و روى بگردانيم) و قرآن را از شما دريغ داريم؟» شما را بدون يادآورى و هشدار و بدون پيامبرانى كه آنچه را از ياد بردهايد به يادتان آورند، رها كنيم؟ و اصل «ضرب» روى گرداندن است، چنان كه گويند بر چهره چهار پا نواخت تا رويش را به جانبى ديگر كرد.
«أَنْ كُنْتُمْ قَوْماً مُسْرِفِينَ- بدان سبب كه مردمى گزافكار هستيد (و اسراف مىكنيد)؟» يعنى به سبب اسرافتان (از شما روى بگردانيم)؟
هرگز ... سنّت خدا بر اين جارى شده است كه پيامبران را بفرستد تا به مردم يادآورى كنند، و از فرط رحمت به بندگان خود، رسالتهاى خود را حتى نزد كسانى كه مسخره مىكردند نيز فرستاده است.
پيداست كه اسراف و گزافكارى سرآمد دستهاى از انحرافهاست، و خود به نوبه خود ناشى از نادانى انسان به حكمت آزمون در دنياست، چرا خداوند نسبت به گناهكاران حلم و بردبارى مىورزد، و نيز ناشى از ضعف اراده بشر در ايستادگى در برابر شهوتهاست كه بى حدود و قيودى در آن راه حركت مىكند.
/ ٤٣١ ياد كردن از اسراف و گزافكارى با محور اصلى اين سوره متناسب است كه همانا التزام به حدودى معين و مراعات آنها در بهره بردن از زندگى دنياست.
[٦- ٧] پيامبر مانند پزشك است كه به عيادت بيماران مىرود، و از اينجاست كه فرصتهاى برانگيختن و فرستادن پيامبران با رسالتها به هنگام انحراف مردم و آن گاه كه راه اسراف و گزافكارى را در پيش مىگيرند، افزوده مىشود.
خدا پيامبران را پيش از اين بدين سان براى مردم فرستاده و قانون و سنّتش بر اين جارى بوده است.
«وَ كَمْ أَرْسَلْنا مِنْ نَبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَ- به ميان پيشينيان چه قدر پيامبر