تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٣ - شرح آيات
كسى كه در بيمارستانها و طبيعة آنجا كه حالات دشوار وجود دارد گردشى كرده يا ميدانهاى جنگ را ديده و مناظر هراس آور را مشاهده كرده، سپس مناطقى را ديده باشد كه بر اثر انفجار آتشفشانى به زير گرفته شدهاند/ ١٩٩ و مواد مذابّ شوم آن بر روستاهاى پيرامون آن جارى شده و آنها را ذوب كرده يا سيلهاى بنيان كنى كه درختان را در مسير خود بركنده و روستاها را ويران كرده .. گويم چنين كسى- پارهاى- از معنى عذاب دنيا و رنجبارى و زشتى مناظر آن را درك كرده است.
ولى تمام اين انواع عذاب و تمام اين مصيبتها و رنجها در مقام مقايسه با عذاب آخرت و هراسناكى و دوام آنچه در آنجا مىگذرد، چيزى سبك و اندك محسوب مىشود.
بلى، عذاب دنيا ما را به وجود عذاب آخرت و گوشهاى از حقيقت آن رهنمايى مىكند.
گرماى سوزان و دردهاى ناشى از آن كه عارض بر پيكر مىشود و آن را به صورت پارچهاى پوسيده درمىآورد! جز تفى از آتش دوزخ نيست.
اين آتشى كه آهن را آب مىكند، گونهاى است از آتش دوزخ كه هفتاد مرتبه كاهش يافته.
شايد حتّى گرمايى كه انفجار بمب هولناك اتمى به وجود مىآورد كه در مدتى كمتر از يك ثانيه صخرهها را به دود تبديل مىكند جز شرارى از آتش دوزخ نباشد، آتشى كه از هر چه در دنيا تصوّر كنيم گرمتر و سوزانتر است ... و حتى گرماى موجود در مركز خورشيد كه در منتهاى شدّت است با آتش دوزخ قابل مقايسه نيست. آيا در نصوص نمىخوانيم كه خورشيد در دوزخ مىافتد و از گرماى آن بانگ و فرياد برمىآورد؟! آيا استخوانهاى نرم، و بدنهاى آسوده و پوستهاى نازك و اعصاب حسّاس تحمّل چنان عذاب هراسناكى را دارد كه ساكنانش به شعلهاى افروخته تبديل مىشوند؟! آرى، آن عذاب با كافران چنين مىكند، پس آنها در آن نه مىميرند و نه