تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٨ - شرح آيات
پس رشد يافتن و پديد آمدن نسل بر اثر همين تفاوت (و اختلاف فطرى ميان دو جنس نر و ماده) است، ولى اگر اين تفاوت و اختلاف (فطرى) به مخالفت ميان دو طرف بينجامد و در نتيجه به طلاق و دشمنى منجر شود، آيا بشريت از روى زمين بر نمىافتد؟! بلى، همچنين است اگر قبيلهها و ملّتها به اختلاف پردازند و هر يك بكوشد عادات و طبيعتهاى خود را بر ديگران تحميل كند، زيرا خداوند هر مجموعه بشرى را براى تحقق هدفى مخصوص در زندگى آفريده است، امّا اگر همه براى تحميل شخصيت خود بر ديگران به نبرد پردازند همشناسى و هميارى و تكامل از ميان خواهد رفت و زندگى را دوزخى تحمّل ناپذير مىسازد.
«يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ- با آفرينش همسران بر شمارتان مىافزايد.» يعنى افزون شدن و گسترش يافتن شما به سبب همين اختلاف (فطرى و تفاوت ميان نر و ماده) است. و شايد از ديگر حكمتهايى كه در اين اختلاف و تفاوت وجود دارد، آگاه ساختن انسان بر ناتوانى خود باشد كه دلالت بر نياز او به وجود ديگران مىكند، و اين نياز به نوبه خود دلالت بر نيازمندى او به خدا مىكند، زيرا براستى اوست بىنيازى كه همتا و شريك و همانندى ندارد.
«لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ- هيچ چيز همانند او نيست.» از خود مىپرسيم: چرا به كلمه «مثل مانند» كاف تشبيه افزوده شده و «كمثل» آمده در حالى كه كافى بود گفته شود: ليس مثله شىء چيزى مانند او نيست؟ آيا كاف چنان كه مفسّران گفتهاند در اينجا كاف زايد است؟ يا در معنى لطفى بديعى است؟ ما بر آنيم كه به سخن پروردگار خود زيادتى نسبت ندهيم، بار الها، مگر آن زيادتى كه براى تأكيد باشد، اما در اينجا چنان كه پيداست (اين كلمه) معنى تأكيد نمىدهد، پس باز مىگرديم و ديگر بار از خود مىپرسيم: معنى كاف در اينجا چيست؟ يكى از مفسّران به معنى «مثل» متوجّه شده كه طيف آن با كلمه «ندّ نظير» يا «شبه» و «مساوى» و «شكل» تفاوت دارد، زيرا طيف كلمه «مثل» جنبه ارزشها/ ٢٩٧ و صفتها و نامها را مىرساند، در حالى